هوش مصنوعی:
این متن به موضوع عشق و محبت میپردازد و بیان میکند که عشق نیازی به قدرت و اقبال ندارد. همچنین، اشاره میکند که در راه عشق، رنج و شکست نیز ارزشمند است و حتی زنجیرها برای عاشقان مانند زیورآلات میشوند. متن بر اهمیت سکوت و درک حال در حریم وصال تأکید دارد و از قیل و قال بینیاز است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن ممکن است برای افراد زیر 16 سال دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج و شکست در عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۲۹۸ - عشق را حاجت به زور بازوی اقبال نیست
عشق را حاجت به زور بازوی اقبال نیست
فتح اقلیم قفس جز در شکست بال نیست ۱
شرم هشیاری زبان بند شکایت گشته است
می اگر باشد، زبان شکوه مالال نیست ۲
هر کجا پای محبت در میان باشد خوش است
حلقه زنجیر، لیلی را کم از خلخال نیست ۳
هر قدر خواهد دلت، عرض تجلی کن به دل
خانه آیینه تنگ از کثرت تمثال نیست ۴
در حریم وصل او صائب خموشی پیشه کن
مجلس حال است اینجا، جای قیل و قال نیست ۵
فتح اقلیم قفس جز در شکست بال نیست ۱
شرم هشیاری زبان بند شکایت گشته است
می اگر باشد، زبان شکوه مالال نیست ۲
هر کجا پای محبت در میان باشد خوش است
حلقه زنجیر، لیلی را کم از خلخال نیست ۳
هر قدر خواهد دلت، عرض تجلی کن به دل
خانه آیینه تنگ از کثرت تمثال نیست ۴
در حریم وصل او صائب خموشی پیشه کن
مجلس حال است اینجا، جای قیل و قال نیست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۳۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۹۷ - روزی دل جز شکست از یار شوخ و شنگ نیست
گوهر بعدی:غزل ۱۲۹۹ - بار بر مجنون ما جمعیت اطفال نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.