هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از حالات درونی خود مانند دل، عقل و چشم سخن میگوید و از ناتوانیهای آنها در برابر عشق و فراق شکایت میکند. شاعر همچنین از ناتوانی خود در درک و تجربهی عمیق عشق و هستی ابراز نارضایتی میکند و به دنبال معنای عمیقتری از زندگی است.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۷۲۶ - ای دیده ز نم زبون نگشتی؟
ای دیده زِ نَم زَبون نگشتی؟
وِیْ دلْ زِ فِراقْ خون نگشتی؟ ۱
وِیْ عقل مَگَر تو سنگْ جانی؟
چون مایهٔ صد جُنون نگشتی؟ ۲
این یک هُنَرت هزار اَرْزَد
کَزْ عشق به هر فُسون نگشتی ۳
لیک از تو شِکایَت است دل را
کَزْ ناله چو اَرغَنون نگشتی ۴
زَ انْدیشهٔ دوست بو نَبُردی
زَ انْدیشهٔ خود، فُزون نگشتی ۵
زان گرم نگشتهیی زِ خورشید
کَزْ خانهٔ تَن بُرون نگشتی ۶
چون گَردشِ آفتاب دیدی
مانندهٔ ذَرّه چون نگشتی؟ ۷
چون آبِ حَیاتِ خِضْر دیدی
چون صافی و آبگون نگشتی؟ ۸
مَرغِ زیرک، به پایْ آویخت
شُکر است که ذوفُنون نگشتی ۹
زان درسْ جَمادْ عِلْم آموخت
تو مَردمِ یَعْلَمُون نگشتی ۱۰
شَمسِ تبریز جانِ جانها
زَ اوَّل بُدهیی، کُنون نگشتی ۱۱
وِیْ دلْ زِ فِراقْ خون نگشتی؟ ۱
وِیْ عقل مَگَر تو سنگْ جانی؟
چون مایهٔ صد جُنون نگشتی؟ ۲
این یک هُنَرت هزار اَرْزَد
کَزْ عشق به هر فُسون نگشتی ۳
لیک از تو شِکایَت است دل را
کَزْ ناله چو اَرغَنون نگشتی ۴
زَ انْدیشهٔ دوست بو نَبُردی
زَ انْدیشهٔ خود، فُزون نگشتی ۵
زان گرم نگشتهیی زِ خورشید
کَزْ خانهٔ تَن بُرون نگشتی ۶
چون گَردشِ آفتاب دیدی
مانندهٔ ذَرّه چون نگشتی؟ ۷
چون آبِ حَیاتِ خِضْر دیدی
چون صافی و آبگون نگشتی؟ ۸
مَرغِ زیرک، به پایْ آویخت
شُکر است که ذوفُنون نگشتی ۹
زان درسْ جَمادْ عِلْم آموخت
تو مَردمِ یَعْلَمُون نگشتی ۱۰
شَمسِ تبریز جانِ جانها
زَ اوَّل بُدهیی، کُنون نگشتی ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۴۴۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۷۲۵ - مندیش ازان بت مسیحایی
گوهر بعدی:غزل ۲۷۲۷ - گر وسوسه ره دهی به گوشی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.