هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، به بیان احساسات شاعر نسبت به معشوق و تغییرات زمانه می‌پردازد. شاعر از روزهای گذشته یاد می‌کند که معشوق بر او حکمرانی می‌کرد و اکنون با تغییری در وضعیت، خود را خوار می‌بیند. او از مفاهیمی مانند عشق، فرمانبرداری، زیبایی، و تأثیر ناپذیری اشک و آه در دل‌های سخت استفاده می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.

غزل ۱۴۰۳ - پیش ازین جانان حساب دیگر از من می گرفت

پیش ازین جانان حساب دیگر از من می گرفت
همچو قمری طوق حکم من به گردن می گرفت ۱

گر به سیر خانه آیینه می رفت، از حجاب
اول از فرمان پذیری رخصت از من می گرفت! ۲

می رود چون چاک در دلها سراسر این زمان
پاکدامانی که رو از چشم سوزن می گرفت ۳

این زمان شمع نسیم صبحگاهی دیده ای است
چهره گرمی کز او آتش به گلشن می گرفت ۴

این زمان فرش است در هر کوچه ای چون آفتاب
آن که روی خود ز چشم شوخ روزن می گرفت ۵

حسن روز افزون او مستغنی از مشاطه بود
تا رخش آیینه از دلهای روشن می گرفت ۶

این زمان خوارم، وگرنه پیش ازین آن شاخ گل
همچو شبنم طفل اشکم را به دامن می گرفت ۷

سینه چاکی همچو گل می گشت بر گرد دلم
غنچه اش روزی که سامان شکفتن می گرفت ۸

نیست اشک و آه را تأثیر در سنگین دلان
ورنه دل آتش ز سنگ و آب از آهن می گرفت ۹

دیده بودم این پریشانی که پیش آمد مرا
صائب آن روزی که دل در زلف مسکن می گرفت ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۴۰۲ - دوش مجلس از زبان شکوه ام در می گرفت
گوهر بعدی:غزل ۱۴۰۴ - سوخت تنهایی مرا ای بی وفا وقت است وقت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.