هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی، بیانگر احساسات شاعر دربارهی ناپایداری دنیا، عشق، معرفت، و بیعدالتیهای زمانه است. شاعر از فراق و دوری، نادانی انسانها، و ستمگریهای روزگار شکایت میکند و آرزو میکند که شرایط بهتر بود.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از ابیات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۱۴۰۲ - دوش مجلس از زبان شکوه ام در می گرفت
دوش مجلس از زبان شکوه ام در می گرفت
کاش این شمع پریشان را کسی سر می گرفت ۱
کوه تمکین و سبکساری کنون هم پله اند
رفت آن موسم که بحر عشق لنگر می گرفت ۲
دیده ابلیس اگر می داشت نور معرفت
خاک را از چهره چون خورشید در زر می گرفت ۳
آن که می زد از نصیحت آب بر آتش مر
کاش اول پرده از رخسار او برمی گرفت ۴
چشم خود را داده بود از آب حیوان خضر آب
تا غرور آیینه از دست سکندر می گرفت ۵
با ضعیفان سختگیریهای چرخ امروز نیست
دایم این بیدادگر نخجیر لاغر می گرفت ۶
شرم اگر بیرون در می بود و می در اندرون
صحبت ما و تو امشب رنگ دیگر می گرفت ۷
صائب از بزمی که من افسرده بیرون آمدم
پنبه مینا ز روی گرم می در می گرفت ۸
کاش این شمع پریشان را کسی سر می گرفت ۱
کوه تمکین و سبکساری کنون هم پله اند
رفت آن موسم که بحر عشق لنگر می گرفت ۲
دیده ابلیس اگر می داشت نور معرفت
خاک را از چهره چون خورشید در زر می گرفت ۳
آن که می زد از نصیحت آب بر آتش مر
کاش اول پرده از رخسار او برمی گرفت ۴
چشم خود را داده بود از آب حیوان خضر آب
تا غرور آیینه از دست سکندر می گرفت ۵
با ضعیفان سختگیریهای چرخ امروز نیست
دایم این بیدادگر نخجیر لاغر می گرفت ۶
شرم اگر بیرون در می بود و می در اندرون
صحبت ما و تو امشب رنگ دیگر می گرفت ۷
صائب از بزمی که من افسرده بیرون آمدم
پنبه مینا ز روی گرم می در می گرفت ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۰۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۰۱ - در گرفتاری بود جمعیت خاطر محال
گوهر بعدی:غزل ۱۴۰۳ - پیش ازین جانان حساب دیگر از من می گرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.