خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی، زیبایی‌ها و تأثیرات محبوب را با تصاویر طبیعی مانند ابر، سیلاب، برق و مو مقایسه می‌کند. شاعر از عشق، شور و آشوب درونی خود سخن می‌گوید و نشانه‌های آن را در پدیده‌های جهان می‌بیند.

مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد.

مشاهده کامل

غزل ۱۴۱۹ - از خط سبز نشد یک سر مو حسن تو کم

از خط سبز نشد یک سر مو حسن تو کم
در ته زنگ ز شمشیر تو جوهر پیداست ۱

نبض سیلاب بهارست رگ ابر بهار
عالم آشوبی ازان زلف معنبر پیداست ۲

برق را ابر نسازد ز نظرها پنهان
شوخی حسن بتان از ته چادر پیداست ۳

پیچش مو دهد از آتش سوزنده خبر
سوز مکتوب من از بال کبوتر پیداست ۴

به نمکزار توان پی ز نمکدان بردن
شوری بخت من از دیده اختر پیداست ۵

چشم بد دور ازان سلسله زلف دراز
که ز هر حلقه او عالم دیگر پیداست ۶

از گرانسنگی در دست سبک مغزی من
شورش بحر ز بی تابی لنگر پیداست ۷

این نه خط است که از عارض دلبر پیداست
پیچ و تاب من ازان عارض انور پیداست ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۴۱۸ - خط سبزی که ز پشت لب جانان برخاست
گوهر بعدی:غزل ۱۴۲۰ - خط نارسته ز لعل لب دلبر پیداست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.