هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای غنی، به بیان احساسات شاعرانه، عشق، رنجهای عاشقانه، و مفاهیم عمیق عرفانی میپردازد. شاعر از عناصری مانند غنچه، دل مجروح، بوسه، تیغ، و آب حیات برای انتقال مفاهیم استفاده کرده است.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از استعارهها و اشارات (مانند تیغ، رنج عشق، و مفاهیم مرگ) نیاز به درک بالاتری از ادبیات و تجربهی زندگی دارند.
غزل ۱۴۷۴ - نوبهار خط آن غنچه دهن در پیش است
نوبهار خط آن غنچه دهن در پیش است
دل مجروح مرا سیر ختن در پیش است ۱
آنقدرها که نگاه است ز مژگان در پیش
از غزالان دل رم کرده من در پیش است ۲
ای که داری هوس بوسه آن کنج دهن
باخبر باش که آن چاه ذقن در پیش است ۳
از فروغ لب او چشم سهیل آب آورد
این عقیقی است که از کان یمن در پیش است ۴
بشکند توبه اگر سد سکندر باشد
در بهاری که دو صد توبه شکن در پیش است ۵
ادب راهنما شوق مرا سنگ ره است
در سبکسیری اگر خضر ز من در پیش است ۶
از دم تیغ به صد زخم نگرداند روی
هر که را همچو قلم راه سخن در پیش است ۷
حلقه ماتمش از طوق گریبان باشد
هر سری را که غم خاک شدن در پیش است ۸
دامن پاک بود جامه مردان را زیب
ورنه صد پیرهن از جامه کفن در پیش است ۹
حاصل چشمه بینایی اگر آب حیاست
چاه از چشم حسودان وطن در پیش است ۱۰
نتوانی لب اگر از سخن حق بستن
همچو منصور ترا دار و رسن در پیش است ۱۱
به که در دام و قفس سر به ته بال کشد
بلبلی را که تماشای چمن در پیش است ۱۲
مژه بر هم نزند در دل شبهای دراز
شانه ای را که سر زلف سخن در پیش است ۱۳
گر به گفتار توان رتبه کردار گرفت
صائب از خوش سخنان خامه من در پیش است ۱۴
دل مجروح مرا سیر ختن در پیش است ۱
آنقدرها که نگاه است ز مژگان در پیش
از غزالان دل رم کرده من در پیش است ۲
ای که داری هوس بوسه آن کنج دهن
باخبر باش که آن چاه ذقن در پیش است ۳
از فروغ لب او چشم سهیل آب آورد
این عقیقی است که از کان یمن در پیش است ۴
بشکند توبه اگر سد سکندر باشد
در بهاری که دو صد توبه شکن در پیش است ۵
ادب راهنما شوق مرا سنگ ره است
در سبکسیری اگر خضر ز من در پیش است ۶
از دم تیغ به صد زخم نگرداند روی
هر که را همچو قلم راه سخن در پیش است ۷
حلقه ماتمش از طوق گریبان باشد
هر سری را که غم خاک شدن در پیش است ۸
دامن پاک بود جامه مردان را زیب
ورنه صد پیرهن از جامه کفن در پیش است ۹
حاصل چشمه بینایی اگر آب حیاست
چاه از چشم حسودان وطن در پیش است ۱۰
نتوانی لب اگر از سخن حق بستن
همچو منصور ترا دار و رسن در پیش است ۱۱
به که در دام و قفس سر به ته بال کشد
بلبلی را که تماشای چمن در پیش است ۱۲
مژه بر هم نزند در دل شبهای دراز
شانه ای را که سر زلف سخن در پیش است ۱۳
گر به گفتار توان رتبه کردار گرفت
صائب از خوش سخنان خامه من در پیش است ۱۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
۳۱۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۷۳ - ای که قصدت ز سفر یار صداقت کیش است
گوهر بعدی:غزل ۱۴۷۵ - از دل خونشده ام چهره جانان داغ است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.