هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی، با تصاویر شاعرانه و استعاره‌های عمیق، به موضوعاتی همچون عشق، رنج، گذر زمان، و ناپایداری زندگی می‌پردازد. شاعر از ریختن جان، برگ‌های خزان، تیغ زبان، و دیگر نمادها برای بیان احساسات خود استفاده می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان کم‌سن‌وسال دشوار است. همچنین، برخی از تصاویر و استعاره‌ها ممکن است نیاز به تجربه و شناخت بیشتری از ادبیات کلاسیک فارسی داشته باشد.

غزل ۱۵۲۳ - هر طرف روی نهی باده جان ریخته است

هر طرف روی نهی باده جان ریخته است
این چه فیض است که در دیر مغان ریخته است ۱

هر کجا فاخته ای هست درین سبز چمن
بال در جستن آن سرو روان ریخته است ۲

سهل مشمار عدو را که مکرر در رزم
دهن تیغ من از آب روان ریخته است ۳

نخل شمع است خزان دیده و از یکرنگی
بال پروانه چو اوراق خزان ریخته است ۴

در بیابان طلب راهبری حاجت نیست
گوهر آبله چون ریگ روان ریخته است ۵

غم خود خور تو که در کلبه ما بی برگان
برگ عیش است که چون برگ خزان ریخته است ۶

نگرانم که چسان پای گذارم به زمین
بس که هر سو دل و چشم نگران ریخته است ۷

هیچ جا نیست که در خاک نباشد تیغی
بس که بر روی زمین تیغ زبان ریخته است ۸

چون به دامن نکشم پای، که در دامن خاک
هر جا پای نهی شیره جان ریخته است ۹

تا تو شیرازه اش از طول امل می سازی
دفتر عمر چو اوراق خزان ریخته است ۱۰

صفحه خاک سراسر شکرستان شده است
کلک صائب شکر از بس ز بیان ریخته است ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۵۲۲ - آن که در جام خضر آب بقا ریخته است
گوهر بعدی:غزل ۱۵۲۴ - همچو زنجیر به هم ناله ما پیوسته است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.