هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی بیانگر احساسات شاعر نسبت به عشق، طبیعت و جهان است. او با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند لطف و قهر، ابر بهار، گل روی و خورشید، احساسات عمیق خود را نسبت به معشوق و جهان اطرافش بیان می‌کند. شاعر همچنین به مفاهیمی مانند وحدت، افتادگی و عشق الهی اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.

غزل ۱۵۶۷ - لطف و قهر تو به چشم من غمناک یکی است

لطف و قهر تو به چشم من غمناک یکی است
نظر مرحمت و حلقه فتراک یکی است ۱

چه گره واکند از خاطر من ابر بهار؟
دانه سوخته و خاطر غمناک یکی است ۲

نسبتی نیست به خورشید گل روی ترا
اینقدر هست که خوی تو و افلاک یکی است ۳

چون خزان آتش بیداد زند در گلشن
چهره نازک گل با خس و خاشاک یکی است ۴

نشود نشأه می مختصر از شیشه و جام
فیض جام جم و آیینه ادراک یکی است ۵

رتبه مردم افتاده کجا، خاک کجا
گر چه در مرتبه، افتادگی و خاک یکی است ۶

بیخبر شد ز جهان هر که گرفتار تو شد
فیض زنجیر تو و سلسله تاک یکی است ۷

به قبول نظر عشق توان گشت تمام
در همه روی زمین آینه پاک یکی است ۸

سربرآورده ام از قلزم وحدت صائب
سرمه در دیده انصاف من و خاک یکی است ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۶۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۵۶۶ - نغمه ها گر چه مخالف بود، آواز یکی است
گوهر بعدی:غزل ۱۵۶۸ - در غم و شادی ایام مرا حال یکی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.