هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی بیانگر ناامیدی، عشق ناکام و رنجهای عاطفی شاعر است. او از نرسیدن به معشوق، بیعدالتیهای زندگی و تلخیهای وجودی میگوید، اما در عین حال، با اشاره به امید و زیباییهای کوچک زندگی، مانند آواز مرغان، نشان میدهد که حتی در تاریکیها نیز نورهایی وجود دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی موجود در شعر، مانند ناامیدی، عشق ناکام و تلخیهای زندگی، برای درک و تجربه نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد.
غزل ۱۵۸۴ - به بهشتی نتوان رفت که رضوانی هست
به بهشتی نتوان رفت که رضوانی هست
ننهم پای در آن خانه که دربانی هست ۱
نیست زنجیر سر زلف تو بی دل هرگز
دایم این سلسله را سلسله جنبانی هست ۲
سنگ راه من سودازده طفلان شده اند
ورنه مجنون مرا نیز بیابانی هست ۳
عرق شرم، مرا فرصت نظاره نداد
دیده خون می خورد آنجا که نگهبانی هست ۴
دهن تنگ تو بسیار بخیل افتاده است
ورنه هر داغ مرا چشم نمکدانی هست ۵
خنده چون پسته ز خونین جگران بیدردی است
ورنه در پوست مرا هم لب خندانی هست ۶
نیست ممکن که نفس راست کند در دل بحر
صدفی را که به کف گوهر غلطانی هست ۷
به عزیزی رسد از پله خواری به دو گام
یوسفی را که به طالع چه و زندانی هست ۸
می شود زندگی تلخ به شیرینی صرف
طوطیی را که امید شکرستانی هست ۹
می کند عامل معزول، مرا دربدری
ورنه در خانه مرا دفتر و دیوانی هست ۱۰
در خزان هم گلش از بار نریزد صائب
هر ریاضی که در او مرغ خوش الحانی هست ۱۱
ننهم پای در آن خانه که دربانی هست ۱
نیست زنجیر سر زلف تو بی دل هرگز
دایم این سلسله را سلسله جنبانی هست ۲
سنگ راه من سودازده طفلان شده اند
ورنه مجنون مرا نیز بیابانی هست ۳
عرق شرم، مرا فرصت نظاره نداد
دیده خون می خورد آنجا که نگهبانی هست ۴
دهن تنگ تو بسیار بخیل افتاده است
ورنه هر داغ مرا چشم نمکدانی هست ۵
خنده چون پسته ز خونین جگران بیدردی است
ورنه در پوست مرا هم لب خندانی هست ۶
نیست ممکن که نفس راست کند در دل بحر
صدفی را که به کف گوهر غلطانی هست ۷
به عزیزی رسد از پله خواری به دو گام
یوسفی را که به طالع چه و زندانی هست ۸
می شود زندگی تلخ به شیرینی صرف
طوطیی را که امید شکرستانی هست ۹
می کند عامل معزول، مرا دربدری
ورنه در خانه مرا دفتر و دیوانی هست ۱۰
در خزان هم گلش از بار نریزد صائب
هر ریاضی که در او مرغ خوش الحانی هست ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۳۱۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۸۳ - خلوت آینه را طوطی غمازی هست
گوهر بعدی:غزل ۱۵۸۵ - چمن سبز فلک را چمن آرایی هست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.