هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، به موضوعاتی مانند عشق، رنج، امید، و ناپایداری زندگی میپردازد. شاعر از زبان عاشقی سخن میگوید که با وجود درد و رنج، همچنان امیدوار است و به زیباییهای زندگی توجه دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر و استعارهها نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک دارند.
غزل ۱۵۸۳ - خلوت آینه را طوطی غمازی هست
خلوت آینه را طوطی غمازی هست
هر کجا روی نهادیم سخنسازی هست ۱
نیست مجنون وفادار مرا پای گریز
ورنه چون زور جنون سلسله پردازی هست ۲
چشم نظارگیان تاب ندارد، ورنه
دل تاریک مرا آینه پردازی هست ۳
از نفس های پریشان غبارآلودم
می توان یافت که در سینه سبکتازی هست ۴
فیض سر رشته امید عمومی دارد
در حریمی که نگاه غلط اندازی هست ۵
دامن گل نشود زخمی سر پنجه خار
گلستانی که در او شعله آوازی هست ۶
انتظار جگر سوختگان سنگ ره است
ورنه ما را چو شرر رخصت پروازی هست ۷
تا نبارد به سرش تیغ، دهن نگشاید
چون صدف در دل هر کس گهر رازی هست ۸
روی برتافتن از سیلی غم بیجگری است
ورنه چون رنگ، مرا شهپر پروازی است ۹
چون شرر آمدن و رفتن ما هر دو یکی است
ما چه دانیم که انجامی و آغازی هست ۱۰
حیف باشد که درین دشت شکاری نکند
هر که را قوت سرپنجه شهبازی هست ۱۱
از نواهای جگرسوز تو صائب پیداست
که ترا در دل صد پاره نواسازی هست ۱۲
هر کجا روی نهادیم سخنسازی هست ۱
نیست مجنون وفادار مرا پای گریز
ورنه چون زور جنون سلسله پردازی هست ۲
چشم نظارگیان تاب ندارد، ورنه
دل تاریک مرا آینه پردازی هست ۳
از نفس های پریشان غبارآلودم
می توان یافت که در سینه سبکتازی هست ۴
فیض سر رشته امید عمومی دارد
در حریمی که نگاه غلط اندازی هست ۵
دامن گل نشود زخمی سر پنجه خار
گلستانی که در او شعله آوازی هست ۶
انتظار جگر سوختگان سنگ ره است
ورنه ما را چو شرر رخصت پروازی هست ۷
تا نبارد به سرش تیغ، دهن نگشاید
چون صدف در دل هر کس گهر رازی هست ۸
روی برتافتن از سیلی غم بیجگری است
ورنه چون رنگ، مرا شهپر پروازی است ۹
چون شرر آمدن و رفتن ما هر دو یکی است
ما چه دانیم که انجامی و آغازی هست ۱۰
حیف باشد که درین دشت شکاری نکند
هر که را قوت سرپنجه شهبازی هست ۱۱
از نواهای جگرسوز تو صائب پیداست
که ترا در دل صد پاره نواسازی هست ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۲۷۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۸۲ - می حرام است در آن بزم که هشیاری هست
گوهر بعدی:غزل ۱۵۸۴ - به بهشتی نتوان رفت که رضوانی هست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.