هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق نافرجام و رنجهای عاطفی خود سخن میگوید. او از دست دادن معشوقهاش را به تصویر میکشد و از فریبخوردگی و اسارت در دام عشقی ناسالم شکایت میکند. شاعر با استفاده از استعارهها و تشبیهات، احساسات خود را بیان میکند و از ظاهر و رفتار معشوقه انتقاد میکند.
رده سنی:
18+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و انتقادی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد تا به درستی درک شود.
غزل ۲۷۷۶ - ای رها کرده تو باغی از پی انجیرکی
ای رَها کرده تو باغی از پِیِ اَنْجیرَکی
حور را از دست داده، از پِیِ کَمْپیرَکی ۱
من گَریبان میدَرانَم، حیف میآید مرا
غَمْزهٔ کَمْپیرَکی زد بر جوانی تیرکی ۲
پیرَکی گَنده دَهانی، بَسته صد چَنگ و جَلَب
سَر فروکرده زِ بامی، تا دَراُفْتَد زیرکی ۳
کیست کَمْپیرَک؟ یکی سالوسَکِ بیچاشْنی
تو به تو هَمچون پیاز و گَنده هَمچون سیرکی ۴
میرَکی گشته اسیرِ او، گِرو کرده کَمَر
او به پنهانی هَمیخَندد که اَبْلَه میرکی ۵
نی به بُستانِ جَمالِ او شکوفهیْ تازهیی
نی به پِسْتانِ وَفایِ آن سَلیطه، شیرَکی ۶
خود بِبینی، چون که بُگْشاید اَجَل چَشمَت، وِرا
رو چو پُشتِ سوسمار و تَنْ سِیَه چون قیرَکی ۷
نی خَمُش کُن، پَند کَم دِهْ، بَندِ خواجه بس قَویست
میکَشَد زَنجیرِ مِهْرَش، بیمَدَد زنجیرکی ۸
حور را از دست داده، از پِیِ کَمْپیرَکی ۱
من گَریبان میدَرانَم، حیف میآید مرا
غَمْزهٔ کَمْپیرَکی زد بر جوانی تیرکی ۲
پیرَکی گَنده دَهانی، بَسته صد چَنگ و جَلَب
سَر فروکرده زِ بامی، تا دَراُفْتَد زیرکی ۳
کیست کَمْپیرَک؟ یکی سالوسَکِ بیچاشْنی
تو به تو هَمچون پیاز و گَنده هَمچون سیرکی ۴
میرَکی گشته اسیرِ او، گِرو کرده کَمَر
او به پنهانی هَمیخَندد که اَبْلَه میرکی ۵
نی به بُستانِ جَمالِ او شکوفهیْ تازهیی
نی به پِسْتانِ وَفایِ آن سَلیطه، شیرَکی ۶
خود بِبینی، چون که بُگْشاید اَجَل چَشمَت، وِرا
رو چو پُشتِ سوسمار و تَنْ سِیَه چون قیرَکی ۷
نی خَمُش کُن، پَند کَم دِهْ، بَندِ خواجه بس قَویست
میکَشَد زَنجیرِ مِهْرَش، بیمَدَد زنجیرکی ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۶۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۷۷۵ - مرغ دل پران مبا، جز در هوای بیخودی
گوهر بعدی:غزل ۲۷۷۷ - شاد آن صبحی که جان را چاره آموزی کنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.