هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند عشق، رنج، زندگی، مرگ و معنویت میپردازد. شاعر از دردها و دشواریهای زندگی سخن میگوید، اما در عین حال، عشق را به عنوان منبع رحمت و لطف الهی میستاید. همچنین، به مفاهیمی مانند شهادت، عمر ابدی، و بیخودی در عرفان اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از ابیات به موضوعاتی مانند مرگ و رنج اشاره میکنند که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۱۸۰۵ - سزای خواب بود دیده ای که گریان نیست
سزای خواب بود دیده ای که گریان نیست
نفس و بال بود بر دلی که نالان نیست ۱
چه نسبت است به عمر ابد شهادت را؟
که آب تیغ، گرانجان چو آب حیوان نیست ۲
شد از گرفتگی عقل، کار بر من سخت
سزای سنگ بود پسته ای که خندان نیست ۳
تمام رحمت و لطف است عشق بنده نواز
چه شد که آب مروت به چشم اخوان نیست ۴
ز درد و داغ محبت مگو به مرده دلان
تنور سرد، سزاوار بستن نان نیست ۵
به یک دو هفته ز منت هلال شد، مه بدر
شکستن لب نان سپهر آسان نیست ۶
عدم ز قرب جوار وجود زندان است
وگرنه کیست که از زندگی پشیمان نیست؟ ۷
هوا به دولت پیری مسخر من شد
قد خمیده کم از خاتم سلیمان نیست ۸
خلاص کرد مرا شور عشق از عالم
برای داغ، حصاری به از نمکدان نیست ۹
خوشم به دامن صحرای بیخودی صائب
که نقش پای غزالی در آن بیابان نیست ۱۰
نفس و بال بود بر دلی که نالان نیست ۱
چه نسبت است به عمر ابد شهادت را؟
که آب تیغ، گرانجان چو آب حیوان نیست ۲
شد از گرفتگی عقل، کار بر من سخت
سزای سنگ بود پسته ای که خندان نیست ۳
تمام رحمت و لطف است عشق بنده نواز
چه شد که آب مروت به چشم اخوان نیست ۴
ز درد و داغ محبت مگو به مرده دلان
تنور سرد، سزاوار بستن نان نیست ۵
به یک دو هفته ز منت هلال شد، مه بدر
شکستن لب نان سپهر آسان نیست ۶
عدم ز قرب جوار وجود زندان است
وگرنه کیست که از زندگی پشیمان نیست؟ ۷
هوا به دولت پیری مسخر من شد
قد خمیده کم از خاتم سلیمان نیست ۸
خلاص کرد مرا شور عشق از عالم
برای داغ، حصاری به از نمکدان نیست ۹
خوشم به دامن صحرای بیخودی صائب
که نقش پای غزالی در آن بیابان نیست ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۲۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۰۴ - کدام شب نی کلک من آتش افشان نیست؟
گوهر بعدی:غزل ۱۸۰۶ - به می طرف شدن آیین هوشیاران نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.