هوش مصنوعی:
شاعر در این ابیات از درد و رنج دل بیبرگ خود میگوید و آرزو میکند که اگر دلش توانایی داشت، مانند غنچه گرهگشا میشد. او از بیخبری دل فسردهاش از عشق شکایت میکند و بیان میکند که اگر دلش آتش عشق را داشت، میتوانست تحولات بزرگی ایجاد کند. شاعر همچنین به تأثیر چشمهای معشوق و قدرت عشق اشاره میکند و در پایان، از صائب یاد میکند که با سخنان آشنا، زمان او را خوش میساخت.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۱۸۲۴ - ز ناله گر دل بی برگ ما نوا می داشت
ز ناله گر دل بی برگ ما نوا می داشت
چو غنچه از گره خود گرهگشا می داشت ۱
خبر ز عشق ندارد دل فسرده من
وگرنه آتش سوزنده زیر پا می داشت ۲
هزار قافله هر دم ز خود سفر می کرد
اگر ز خویش سفرکرده نقش پا می داشت ۳
به گرد چشم تو خواب غرور کی می گشت؟
شکست شیشه دلها اگر صدا می داشت ۴
کجاست صائب آتش نفس، که وقت مرا
همیشه خوش به سخنهای آشنا می داشت ۵
چو غنچه از گره خود گرهگشا می داشت ۱
خبر ز عشق ندارد دل فسرده من
وگرنه آتش سوزنده زیر پا می داشت ۲
هزار قافله هر دم ز خود سفر می کرد
اگر ز خویش سفرکرده نقش پا می داشت ۳
به گرد چشم تو خواب غرور کی می گشت؟
شکست شیشه دلها اگر صدا می داشت ۴
کجاست صائب آتش نفس، که وقت مرا
همیشه خوش به سخنهای آشنا می داشت ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۹۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۲۳ - ملامت از دل بیباک من فغان برداشت
گوهر بعدی:غزل ۱۸۲۵ - به این نشاط که دل سر به تیغ یار گذاشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.