هوش مصنوعی:
این متن به انتقاد از جامعهای میپردازد که در آن غفلت و شهرتطلبی حاکم است. شاعر از ارزشهای اصیل مانند سادگی، سخاوت و پاکطینتی دفاع میکند و در مقابل، سوداگری و تظاهر را نکوهش مینماید. طبیعت نیز به عنوان نماد پاکی و زیبایی مورد اشاره قرار گرفته است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم انتزاعی و انتقادی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات اجتماعی و اخلاقی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۱۸۷۲ - هشیار زیستن نه ز قانون حکمت است
هشیار زیستن نه ز قانون حکمت است
در کارخانه ای که نظامش به غفلت است ۱
این کنج عزلتی که گرفته است شیخ شهر
در چشم اهل دید کمینگاه شهرت است ۲
بند از دهان کیسه گشودن، نه از زبان
ای خواجه در طریقه ما شکر نعمت است ۳
سوداگرست هر که دهد زر به آبروی
آن کس که بی سؤال دهد اهل همت است ۴
دشت گشاده را نشود بستگی نصیب
سین سخا کلید در باغ جنت است ۵
از تیغ آفتاب گل و لاله رنگ باخت
شبنم هنوز مست شکرخواب غفلت است ۶
در کاسه سری که بود فکر آب و نان
چون آسیا همیشه پر از گرد کلفت است ۷
یک کشتی درست به ساحل نمی رسد
زین شورشی که در سر دریای وحدت است ۸
گوهر ز اشک ابر سرانجام می کند
صائب کسی که همچو صدف پاک طینت است ۹
در کارخانه ای که نظامش به غفلت است ۱
این کنج عزلتی که گرفته است شیخ شهر
در چشم اهل دید کمینگاه شهرت است ۲
بند از دهان کیسه گشودن، نه از زبان
ای خواجه در طریقه ما شکر نعمت است ۳
سوداگرست هر که دهد زر به آبروی
آن کس که بی سؤال دهد اهل همت است ۴
دشت گشاده را نشود بستگی نصیب
سین سخا کلید در باغ جنت است ۵
از تیغ آفتاب گل و لاله رنگ باخت
شبنم هنوز مست شکرخواب غفلت است ۶
در کاسه سری که بود فکر آب و نان
چون آسیا همیشه پر از گرد کلفت است ۷
یک کشتی درست به ساحل نمی رسد
زین شورشی که در سر دریای وحدت است ۸
گوهر ز اشک ابر سرانجام می کند
صائب کسی که همچو صدف پاک طینت است ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۳۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۷۱ - آن خال لب ستاره صبح قیامت است
گوهر بعدی:غزل ۱۸۷۳ - پوشیدن نظر ز جهان عین حکمت است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.