هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره فقر، عشق، رنج و امید است. شاعر از مفاهیمی مانند فقر، عشق، رنج، مقاومت و پرواز روح سخن می‌گوید و از عناصری مانند شهباز، باده، حور، بهشت، کوثر، آفتاب و آتش برای بیان احساسات خود استفاده می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر و استعاره‌ها نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه زندگی دارند.

غزل ۱۹۲۹ - نقش حصیر نیست که بر پیکر من است

نقش حصیر نیست که بر پیکر من است
شهباز اوج فقرم و این شهپر من است ۱

این باده رسیده که در ساغر من است
حور من و بهشت من و کوثر من است ۲

تا سر بر آستانه همت گذاشتم
خشتی است آفتاب که زیر سر من است ۳

صبح قیامتی که جهان در حساب ازوست
یک آه سرد از دل غم پرور من است ۴

خون می خورد ز تنگی میدان روزگار
این آب بیقرار که در گوهر من است ۵

در وادیی که سیل برد کوه را ز جای
پای به خواب رفته من لنگر من است ۶

در بند روزگار نباشد جنون من
زنجیر من چو تیغ همان جوهر من است ۷

چون شمع استخوان مرا آب می کند
این آتشی که در ته خاکستر من است ۸

از خارخار عشق به خون غوطه می زنم
از برگ گل چو شبنم اگر بستر من است ۹

هر چند بسته ام به زمین سایه وار نقش
پرواز آفتاب به بال و پر من است ۱۰

داغی که هست زیر سیاهی گشاده روی
امروز در بساط فلک اختر من است ۱۱

از برگریز حادثه صائب مسلم است
این گلشنی که در ته بال و پر من است ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۹۲۸ - از سینه صافی دل بی کینه روشن است
گوهر بعدی:غزل ۱۹۳۰ - از خون چو داغ لاله حصار دل من است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.