هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی، غم و اندوه ناشی از گذشت زمان، از دست دادن عشق و امید، و ظلم و ستم را بیان میکند. شاعر از طبیعت و عناصر آن برای توصیف احساسات خود استفاده میکند و بر بیعدالتی و ناامیدی تأکید دارد.
رده سنی:
16+
متن شامل مضامین عمیق عاشقانه، فلسفی و اجتماعی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ظلم و ناامیدی نیاز به بلوغ فکری دارند.
غزل ۱۹۶۲ - بر گلشن آنچه زان گل خودرو گذشته است
بر گلشن آنچه زان گل خودرو گذشته است
بر زخم های تازه کی از بو گذشته است؟ ۱
امروز هیچ فاخته کوکو نمی زند
گویا به باغ آن قد دلجو گذشته است ۲
اوقات من به اشک ندامت شده است صرف
چون سرو، عمر من به لب جو گذشته است ۳
صد پرده شوختر بود از چشم خال تو
این نافه در دویدن از آهو گذشته است ۴
ظلمی که بر تو رفت ز کوتاه دیدگان
بر ماه مصر کی ز ترازو گذشته است؟ ۵
از سردی زمانه نهال امید ما
مانند نخل موم ز نیرو گذشته است ۶
از ما سراغ منزل آسودگی مجو
چون باد، عمر ما به تکاپو گذشته است ۷
صائب گذشته است ز افلاک آه من
هر گاه در دل آن قد دلجو گذشته است ۸
بر زخم های تازه کی از بو گذشته است؟ ۱
امروز هیچ فاخته کوکو نمی زند
گویا به باغ آن قد دلجو گذشته است ۲
اوقات من به اشک ندامت شده است صرف
چون سرو، عمر من به لب جو گذشته است ۳
صد پرده شوختر بود از چشم خال تو
این نافه در دویدن از آهو گذشته است ۴
ظلمی که بر تو رفت ز کوتاه دیدگان
بر ماه مصر کی ز ترازو گذشته است؟ ۵
از سردی زمانه نهال امید ما
مانند نخل موم ز نیرو گذشته است ۶
از ما سراغ منزل آسودگی مجو
چون باد، عمر ما به تکاپو گذشته است ۷
صائب گذشته است ز افلاک آه من
هر گاه در دل آن قد دلجو گذشته است ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۱۱۷۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۶۱ - عارف به اختیار خود از سر گذشته است
گوهر بعدی:غزل ۱۹۶۳ - بر طفل اشک خون جگر دست یافته است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.