هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از تغییر حالات و احساسات خود سخن میگوید. او از عشق و بیتوجهی معشوق شکایت میکند و اشاره میکند که دیگر مانند گذشته نیست. همچنین، شاعر به ارزشهای مادی و معنوی اشاره میکند و بیان میکند که ثروت مادی بدون ارزشهای انسانی بیمعناست.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
غزل ۲۷۹۲ - سر نهاده بر قدمهای بت چین، نیستی
سَر نهاده بر قَدَمهایِ بُتِ چین، نیستی
زان که مِسّی در صِفَت، خَلْخالِ زَرّینْ نیستی ۱
راست گو جانا که امروز از چه پَهْلو خاستی؟
چیز دیگر گشتهیی تو، رَنگِ پیشینْ نیستی ۲
در رُخِ جانْ رنگِ او دیدم، بِپُرسیدم ازو
سَر چُنین کرد او، که یعنی مَحْرَمِ اینْ نیستی ۳
دوش آمد خواجهیی بر دَر، بِگُفتَش عشق او
سیم و زَر داری، وَلیکِن مَردِ زَرّینْ نیستی ۴
زان که مِسّی در صِفَت، خَلْخالِ زَرّینْ نیستی ۱
راست گو جانا که امروز از چه پَهْلو خاستی؟
چیز دیگر گشتهیی تو، رَنگِ پیشینْ نیستی ۲
در رُخِ جانْ رنگِ او دیدم، بِپُرسیدم ازو
سَر چُنین کرد او، که یعنی مَحْرَمِ اینْ نیستی ۳
دوش آمد خواجهیی بر دَر، بِگُفتَش عشق او
سیم و زَر داری، وَلیکِن مَردِ زَرّینْ نیستی ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۴۱۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۷۹۱ - هر دلی را گر سوی گلزار، جانان خاستی
گوهر بعدی:غزل ۲۷۹۳ - این چه چتر است این که بر ملک ابد برداشتی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.