خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از صائب تبریزی، بیانگر عشق و دل‌بستگی شدید، همراه با درد و رنج ناشی از آن است. شاعر از عشق به معشوق، ناامیدی و ملامت‌های دیگران سخن می‌گوید و از مفاهیمی مانند سرنوشت، تقدیر و تسلیم در برابر اراده الهی نیز استفاده کرده است.

متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از ابیات ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.

مشاهده کامل

غزل ۱۹۷۰ - دل از هوس به زلف دو تا اوفتاده است

دل از هوس به زلف دو تا اوفتاده است
پرهیز را شکسته به جا اوفتاده است ۱

گردید توتیای قلم استخوان، هنوز
سنگ ملامت از پی ما اوفتاده است ۲

بر روی دست باد مرادست کشتیم
کارم ز ناخدا به خدا افتاده است ۳

بر دوش دار از تن منصور سر ببین
آتش کجا، سپند کجا اوفتاده است ۴

یک گل زمین ز سایه دولت شکفته نیست
گویا گره به بال هما اوفتاده است ۵

صد بار بیش حاصل چین از میانه برد
زلفش کنون به فکر صبا اوفتاده است ۶

صائب چگونه سر ز گریبان برآوریم؟
شغل سخن به گردش ما اوفتاده است ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۹۶۹ - تا چشم من به گوشه عزلت فتاده است
گوهر بعدی:غزل ۱۹۷۱ - عشقم هنوز جای به گلخن نداده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.