هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از تصاویر و استعارههای زیبا و پیچیده برای بیان احساسات عاشقانه و دردهای عاطفی استفاده میکند. شاعر از عناصری مانند گل، آینه، لاله، آتش، و برق برای توصیف حالات درونی خود بهره برده است. همچنین، اشارههایی به ناکامیها و تیرهبختیها دارد و در نهایت، به ناتوانی در درمان درد عشق اعتراف میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی پیچیده و استعارههای ادبی است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق و تیرهبختی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
غزل ۱۹۸۶ - لعلت به خنده پرده گل را دریده است
لعلت به خنده پرده گل را دریده است
آیینه از رخت گل خورشید چیده است ۱
نظاره تو تازه کند داغ کهنه را
این لاله گویی ز دل آتش چکیده است ۲
اسباب تیره بختی ما دست داده است
تا سرمه ات به گوشه ابرو رسیده است ۳
کار تو نیست چاره درد من ای مسیح
این شیوه را تبسم او آفریده است ۴
ما برق را بر آتش غیرت نشانده ایم
سیماب در قلمرو ما آرمیده است ۵
آیینه از رخت گل خورشید چیده است ۱
نظاره تو تازه کند داغ کهنه را
این لاله گویی ز دل آتش چکیده است ۲
اسباب تیره بختی ما دست داده است
تا سرمه ات به گوشه ابرو رسیده است ۳
کار تو نیست چاره درد من ای مسیح
این شیوه را تبسم او آفریده است ۴
ما برق را بر آتش غیرت نشانده ایم
سیماب در قلمرو ما آرمیده است ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۶۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۸۵ - هر کس بیاض گردن او را ندیده است
گوهر بعدی:غزل ۱۹۸۷ - تا دست من به گردن مینا رسیده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.