خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از تصاویر و استعارههای زیبا و پیچیده برای بیان احساسات عاشقانه و دردهای عاطفی استفاده میکند. شاعر از عناصری مانند گل، آینه، لاله، آتش، و برق برای توصیف حالات درونی خود بهره برده است. همچنین، اشارههایی به ناکامیها و تیرهبختیها دارد و در نهایت، به ناتوانی در درمان درد عشق اعتراف میکند.
متن دارای مضامین عاطفی پیچیده و استعارههای ادبی است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق و تیرهبختی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
غزل ۱۹۸۶ - لعلت به خنده پرده گل را دریده است
لعلت به خنده پرده گل را دریده است
آیینه از رخت گل خورشید چیده است ۱
نظاره تو تازه کند داغ کهنه را
این لاله گویی ز دل آتش چکیده است ۲
اسباب تیره بختی ما دست داده است
تا سرمه ات به گوشه ابرو رسیده است ۳
کار تو نیست چاره درد من ای مسیح
این شیوه را تبسم او آفریده است ۴
ما برق را بر آتش غیرت نشانده ایم
سیماب در قلمرو ما آرمیده است ۵
آیینه از رخت گل خورشید چیده است ۱
نظاره تو تازه کند داغ کهنه را
این لاله گویی ز دل آتش چکیده است ۲
اسباب تیره بختی ما دست داده است
تا سرمه ات به گوشه ابرو رسیده است ۳
کار تو نیست چاره درد من ای مسیح
این شیوه را تبسم او آفریده است ۴
ما برق را بر آتش غیرت نشانده ایم
سیماب در قلمرو ما آرمیده است ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۸۵ - هر کس بیاض گردن او را ندیده است
گوهر بعدی:غزل ۱۹۸۷ - تا دست من به گردن مینا رسیده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.