هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر و استعاره‌های پیچیده، به موضوعاتی مانند عشق، رنج، مرگ، و فلسفه‌ی زندگی می‌پردازد. شاعر از عناصری مانند صبح قیامت، آب حیات، و تیغ سیاه برای بیان احساسات عمیق و گاه تلخ خود استفاده کرده است.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی، استفاده از استعاره‌های پیچیده، و لحن گاه تلخ شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. این متن更适合 افرادی که با ادبیات کلاسیک فارسی و مضامین عمیق آشنا هستند.

غزل ۱۹۸۵ - هر کس بیاض گردن او را ندیده است

هر کس بیاض گردن او را ندیده است
افسانه ای ز صبح قیامت شنیده است ۱

آفاق محو قد قیامت خرام اوست
این مصرع بلند به عالم دویده است ۲

آب حیات، خشک بود در مذاق او
هر کس به مستی آن لب میگون مکیده است ۳

جز سبز تلخ من که برآورده است خط
تیغ سیاه تاب به جوهر که دیده است ۴

خونی که مشک گشت دلش می شود سیاه
زان سفله کن حذر که به دولت رسیده است ۵

معیار آرمیدگی مجلس است شمع
تا دل بجاست وضع جهان آرمیده است ۶

صائب ز برگریز برد فیض نوبهار
چون غنچه هر که سر به گریبان کشیده است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۹۸۴ - شیرازه طرب خط پیمانه بوده است
گوهر بعدی:غزل ۱۹۸۶ - لعلت به خنده پرده گل را دریده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.