هوش مصنوعی:
شاعر در این ابیات از درد و رنج زندگی سخن میگوید و احساس تنهایی و یتیمی خود را بیان میکند. او از سختگیریهای روزگار شکایت دارد و آزادگی را در وجودی میداند که همچون شراره در سنگ محبوس است. همچنین، به ناآگاهی انسانهایی اشاره میکند که به دنبال عمر دوباره هستند و عاقبتاندیشی را ویژگی افراد سواره به سوی منزل میداند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد و رنج زندگی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۱۹۹۲ - خون در دلم ز غیرت آن گوشواره است
خون در دلم ز غیرت آن گوشواره است
عالم سیاه در نظرم زان ستاره است ۱
چون کودک یتیم درین تیره خاکدان
پهلوی خشک خویش مرا گاهواره است ۲
بر من چنین که سخت گرفته است روزگار
آزاده آن شرار که در سنگ خاره است ۳
تیغ دو دم ندیده چه بیداد می کند
آن ساده دل که طالب عمر دوباره است ۴
صائب کسی که عاقبت اندیش اوفتاد
هر چند در ره است به منزل سواره است ۵
عالم سیاه در نظرم زان ستاره است ۱
چون کودک یتیم درین تیره خاکدان
پهلوی خشک خویش مرا گاهواره است ۲
بر من چنین که سخت گرفته است روزگار
آزاده آن شرار که در سنگ خاره است ۳
تیغ دو دم ندیده چه بیداد می کند
آن ساده دل که طالب عمر دوباره است ۴
صائب کسی که عاقبت اندیش اوفتاد
هر چند در ره است به منزل سواره است ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۵۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۹۱ - چشم ترم که مشرق چندین ستاره است
گوهر بعدی:غزل ۱۹۹۳ - آب حیات ما ز شراب شبانه است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.