هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از دلشکستگی و ناامیدی در عشق و وفا سخن میگوید. شاعر از نبود یار وفادار، تنهایی، و رنجهای عاطفی خود مینالد و از طبیعت و عناصر آن برای بیان احساساتش استفاده میکند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عاطفی عمیق و غمگین است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
غزل ۲۰۸۸ - یک تن دل شکسته ز اهل وفا نیافت
یک تن دل شکسته ز اهل وفا نیافت
صد حرف آشنا زد و یک آشنا نیافت ۱
محضر به خون بستر گل می کند درست
پهلوی من شکستگی از بوریا نیافت ۲
بر چوب بست غیرت من دست شانه را
دست این چنین به زلف نسیم صبا نیافت ۳
در پیش غنچه دهن دلفریب او
تا پسته لب گشود، دل خود به جا نیافت ۴
از دست کوته است، که در زیر سنگ باد!
نخل قدش که جای در آغوش ما نیافت ۵
صد حرف آشنا زد و یک آشنا نیافت ۱
محضر به خون بستر گل می کند درست
پهلوی من شکستگی از بوریا نیافت ۲
بر چوب بست غیرت من دست شانه را
دست این چنین به زلف نسیم صبا نیافت ۳
در پیش غنچه دهن دلفریب او
تا پسته لب گشود، دل خود به جا نیافت ۴
از دست کوته است، که در زیر سنگ باد!
نخل قدش که جای در آغوش ما نیافت ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰۸۷ - از داغ، روشنی جگر پاره پاره یافت
گوهر بعدی:غزل ۲۰۸۹ - از خط دل سیه ز رخش آب و تاب رفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.