خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، به بیان مفاهیم عمیق عشق و وجود میپردازد. شاعر از عناصر طبیعت مانند سیب، گل، مرغ، و خزان برای توصیف معشوق و حالات عاشقانه استفاده کرده است. همچنین، مفاهیمی مانند اقبال، وصل، و همت نیز در متن دیده میشوند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
غزل ۲۱۵۴ - بودی که نمودست وجودش، دهن اوست
بودی که نمودست وجودش، دهن اوست
سیبی که سهیل است کبابش، ذقن اوست ۱
تا پنجه اقبال که پر زور برآید؟
دست دو جهان در خم سیب ذقن اوست ۲
وصل مه کنعان چه مناسب به زلیخاست؟
یعقوب شناسد که چه در پیرهن اوست ۳
یک حرف از آن غنچه دهن رنگ ندارم
هر چند که ده رنگ زبان در دهن اوست ۴
چون مرغ چمن جامه جان چاک نسازد؟
پیراهن گلها ز سر پیرهن اوست ۵
از لعل، سخن پیش رخ یار مگویید
صد برگ خزان دیده چنین در چمن اوست ۶
هر فتنه که امروز از او نام توان برد
زیر علم زلف شکن بر شکن اوست ۷
در دیده همت، فلک و کاهکشانش
موری است که پای ملخی در دهن اوست ۸
با این همه مشکین نفسی، خامه صائب
یک آهوی رم کرده دشت ختن اوست ۹
سیبی که سهیل است کبابش، ذقن اوست ۱
تا پنجه اقبال که پر زور برآید؟
دست دو جهان در خم سیب ذقن اوست ۲
وصل مه کنعان چه مناسب به زلیخاست؟
یعقوب شناسد که چه در پیرهن اوست ۳
یک حرف از آن غنچه دهن رنگ ندارم
هر چند که ده رنگ زبان در دهن اوست ۴
چون مرغ چمن جامه جان چاک نسازد؟
پیراهن گلها ز سر پیرهن اوست ۵
از لعل، سخن پیش رخ یار مگویید
صد برگ خزان دیده چنین در چمن اوست ۶
هر فتنه که امروز از او نام توان برد
زیر علم زلف شکن بر شکن اوست ۷
در دیده همت، فلک و کاهکشانش
موری است که پای ملخی در دهن اوست ۸
با این همه مشکین نفسی، خامه صائب
یک آهوی رم کرده دشت ختن اوست ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۵۳ - تنها نه همین ماه به فرمان خط اوست
گوهر بعدی:غزل ۲۱۵۵ - کیفیت می با لب شکرشکن توست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.