هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی بیانگر احساس غربت، رنجهای زندگی، ناامیدی از روز جزا و تلخیهای روزگار است. شاعر از بیپناهی، تلاش بیثمر و ناامیدی از تغییر سرنوشت سخن میگوید و به ناپایداری دنیا و بیعدالتیهای آن اشاره میکند.
رده سنی:
18+
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی، ناامیدی و یأس موجود در شعر، همچنین انتقادهای اجتماعی پنهان در آن، درک و تحلیل این متن را برای مخاطبان زیر 18 سال دشوار میسازد. این شعر نیاز به تجربهی زندگی و درک بالاتری از مسائل وجودی دارد.
غزل ۲۱۹۶ - در خاک وطن چند توان ره به عصا رفت؟
در خاک وطن چند توان ره به عصا رفت؟
کو وادی غربت که توان رو به قفا رفت ۱
از بس قدح تلخ مکافات کشیدم
از خاطر من دغدغه روز جزا رفت ۲
خضر ره ارباب طلب، عزم درست است
آواره شد آن کس که پی راهنما رفت ۳
تا چند توان دست دعا داشت بر افلاک؟
این زور در ایام که بر دست دعا رفت؟ ۴
آن روز که خورشید قدح چهره برافروخت
رنگ ادب از چهره گلزار حیا رفت ۵
بر حاصل ما چون جگر برق نسوزد؟
از روی خزان رنگ ز بی برگی ما رفت ۶
چون از لب پیمانه من زهر نریزد؟
صائب به من از گردش ایام چها رفت ۷
کو وادی غربت که توان رو به قفا رفت ۱
از بس قدح تلخ مکافات کشیدم
از خاطر من دغدغه روز جزا رفت ۲
خضر ره ارباب طلب، عزم درست است
آواره شد آن کس که پی راهنما رفت ۳
تا چند توان دست دعا داشت بر افلاک؟
این زور در ایام که بر دست دعا رفت؟ ۴
آن روز که خورشید قدح چهره برافروخت
رنگ ادب از چهره گلزار حیا رفت ۵
بر حاصل ما چون جگر برق نسوزد؟
از روی خزان رنگ ز بی برگی ما رفت ۶
چون از لب پیمانه من زهر نریزد؟
صائب به من از گردش ایام چها رفت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۶۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۹۵ - رگ در تنت از پاکی گوهر نتوان یافت
گوهر بعدی:غزل ۲۱۹۷ - ایام بهاران سبک از دیده ما رفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.