هوش مصنوعی: شاعر در این متن از ناکامی‌ها و اندوه خود می‌گوید و بیان می‌کند که خوشحالی‌های دنیوی گذرا و فریبنده هستند. او قناعت و رضایت را راهی برای رسیدن به آرامش می‌داند و با وجود سختی‌ها، به عشق و نور آن امیدوار است. در پایان، از صائب به عنوان شاعری که در فقر و تنگدستی است، یاد می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار است. همچنین، برخی از مضامین مانند ناکامی و غم نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح دارد.

غزل ۲۲۳۳ - مرا از تیره بختی شکوه بیجاست

مرا از تیره بختی شکوه بیجاست
که عنبر نیل چشم زخم دریاست ۱

ز دلتنگی، سواد دیده مور
مرا پیش نظر دامان صحراست ۲

خمار نامرادی هوش بخش است
شراب کامرانی غفلت افزاست ۳

نباشد قانعان را درد نایافت
دل خرسند را جنت مهیاست ۴

چو مرجان رزق ما خون است، هر چند
عنان بحر در سرپنجه ماست ۵

جهان در دیده اش آیینه زاری است
به نور عشق هر چشمی که بیناست ۶

بر آن صاحب سخن رحم است صائب
که دخلش منحصر در دخل بیجاست! ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۲۳۲ - تن پرور از شهادت گر سر کشد عجب نیست
گوهر بعدی:غزل ۲۲۳۴ - کجا میل کبابم در شراب است؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.