هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و غزل‌گونه، بیانگر درد و رنج عاشق از دوری معشوق و نگاه سوزان اوست. شاعر از ناتوانی در برابر جذبه‌های معشوق، تغافل او، و زندگی سخت بدون وصالش می‌نالد. همچنین، از نگاه جانسوز و مژگان خدنگ معشوق سخن می‌گوید و زندگی بی‌تاب بدون او را توصیف می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات شدید است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان شعر کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

غزل ۲۲۵۸ - ترک چشم مخمورش مست ناتوانیهاست

ترک چشم مخمورش مست ناتوانیهاست
فتنه با نگاه او گرم همعنانیهاست ۱

ای هلاک خوبت من این همه تغافل چیست
ای خراب چشمت من این چه سرگرانیهاست؟ ۲

جان و دل سپر سازم پیش ناوک نازت
شست غمزه را بگشا وقت شخ کمانیهاست ۳

گه سبو زنم بر سنگ، گه به پای خم افتم
ساقیا مرنج از من عالم جوانیهاست ۴

دورم از وصال او زندگی چه کار آید
جان به لب نمی آید این چه سخت جانیهاست ۵

ناله حزینت کو، آه آتشینت کو؟
لاف عشقبازی چند، عشق را نشانیهاست ۶

ای خوشا که همچون گل در کنار من باشی
با نگاه جانسوزت وه چه کامرانیهاست ۷

سینه ها مشبک شد از خدنگ مژگانت
حال ما نمی پرسی این چه سرگرانیهاست ۸

روز بی تو بیتابم، شب نمی برد خوابم
روز و شب نمی دانم، این چه زندگانیهاست ۹

صائب این تپیدن چیست زخم کاریی داری
یار بر سرت آمد وقت جانفشانیهاست ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۲۷۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۲۵۷ - خود به خود چشم تو در گفتارست
گوهر بعدی:غزل ۲۲۵۹ - شود چو غنچه سخن پیشه، شیشه شیشه شراب است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.