هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی با استفاده از تصاویر و استعاره‌های زیبا، به موضوعاتی مانند عشق، رازداری، صبر و پذیرش دردهای زندگی می‌پردازد. شاعر با اشاره به عناصری مانند پیاله، گل، موج و زلف، مخاطب را به پذیرش واقعیت‌ها و پرهیز از شکایت‌های بی‌جا دعوت می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی موجود در شعر، نیاز به درک و تجربه‌ی کافی از زندگی دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان بالای 16 سال یافت می‌شود. همچنین، برخی از استعاره‌ها ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال نامفهوم باشد.

غزل ۲۲۷۵ - لب پیاله گزیدی سر از خمار مپیچ

لب پیاله گزیدی سر از خمار مپیچ
گلی ز شاخ شکستی قدم زخار مپیچ ۱

حریف خنده دریاکشان نخواهی شد
چو موجهای شلاین به هر کنار مپیچ ۲

چه گوهری ز کفش رفته است می داند
به چوب تاک مگویید همچو مار مپیچ ۳

مگوی راز نهان را به دل که رسوایی است
میانه گل کاغذ زر شرار مپیچ ۴

اگر جراحت خود مشکسود می خواهی
سر از اطاعت آن زلف مشکبار مپیچ ۵

سیاه کاسه چه داند که زرفشانی چیست
ز شوق داغ به دامان لاله زار مپیچ ۶

حدیث زلف به پایان نمی رسد صائب
سخن دراز مکن، بر حدیث مار مپیچ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۴۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۲۷۴ - بی شهادت زینهار از تیغ جانان سرمپیچ
گوهر بعدی:غزل ۲۲۷۶ - ماییم و خیال دهن یار و دگر هیچ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.