هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره عشق صادقانه، رنجهای پنهان، و تقابل نور و تاریکی در وجود انسان است. شاعر از تشبیهات زیبایی مانند صبح، شمع، و چاک گریبان استفاده کرده تا احساسات خود را به تصویر بکشد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با استفاده از استعارههای پیچیده، ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. این شعر更适合 افرادی که با ادبیات کلاسیک فارسی آشنایی نسبی دارند.
غزل ۲۲۸۱ - چاک خواهد سربرآورد از گریبانم چو صبح
چاک خواهد سربرآورد از گریبانم چو صبح
رفته رفته می کند گل داغ پنهانم چو صبح ۱
سینه ام از خاکمال گرد کین بی نور نیست
در صفا سر حلقه نیکان و پاکانم چو صبح ۲
بی تکلف باز کن بند نقاب سینه را
عاشق صادق کن از لطف نمایانم چو صبح ۳
من که نور صدق می تابد ز گفتارم، چرا
شمع کافوری نسوزد در شبستانم چو صبح؟ ۴
عیسی از خط شعاعی رشته تابی گو مکن
جنگ دارد با رفو چاک گریبانم چو صبح ۵
صائب از روزی که آن خورشید رو را دیده ام
خوشه خوشه اشک می ریزد به دامانم چو صبح ۶
رفته رفته می کند گل داغ پنهانم چو صبح ۱
سینه ام از خاکمال گرد کین بی نور نیست
در صفا سر حلقه نیکان و پاکانم چو صبح ۲
بی تکلف باز کن بند نقاب سینه را
عاشق صادق کن از لطف نمایانم چو صبح ۳
من که نور صدق می تابد ز گفتارم، چرا
شمع کافوری نسوزد در شبستانم چو صبح؟ ۴
عیسی از خط شعاعی رشته تابی گو مکن
جنگ دارد با رفو چاک گریبانم چو صبح ۵
صائب از روزی که آن خورشید رو را دیده ام
خوشه خوشه اشک می ریزد به دامانم چو صبح ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۳۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۸۰ - قرص خورشیدست اول لقمه مهمان صبح
گوهر بعدی:غزل ۲۲۸۲ - عاشق صادق بود گر پاکدامان همچو صبح
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.