هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن عشق صادقانه و پاکدامنی با تصاویری مانند صبح، خورشید، و نور مقایسه شده است. شاعر از تأثیر عشق حقیقی بر جان و دل سخن می‌گوید و بیان می‌کند که عاشق واقعی حتی از تیغ خورشید نیز نمی‌هراسد. همچنین، مفاهیمی مانند فداکاری، روشنایی، و حیات بخشی عشق در این شعر به چشم می‌خورد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۲۲۸۲ - عاشق صادق بود گر پاکدامان همچو صبح

عاشق صادق بود گر پاکدامان همچو صبح
گل به دامن چیند از خورشید تابان همچو صبح ۱

از تنور سرد آرد گرم بیرون نان خویش
نور صدق آن را که باشد در دل و جان همچو صبح ۲

دیده هر کس که از انجم فشانی شد سفید
می شود روشن ز نور مهر تابان همچو صبح ۳

هر که بر بالین او شمعی بود چون آفتاب
می کند جان را فدا با روی خندان همچو صبح ۴

عالمی دارد نظر بر دست و تیغ آفتاب
تا که را قسمت شود زخم نمایان همچو صبح ۵

می کند احیا جهانی را ز تأثیر نفس
هر که دارد شور عشقی در نمکدان همچو صبح ۶

عاشق صادق کسی باشد که گیرد بی هراس
تیغ خورشید درخشان را به دندان همچو صبح ۷

دایه گردون اگر خون را کند یک چند شیر
شیر را خون می کند آخر به پستان همچو صبح ۸

اشتهای من ازان صادق بود دایم که من
قانعم از سفره گردون به یک نان همچو صبح ۹

این جواب آن غزل صائب که می گوید حکیم
آفتابش سربرآرد از گریبان همچو صبح ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۲۸۱ - چاک خواهد سربرآورد از گریبانم چو صبح
گوهر بعدی:غزل ۲۲۸۳ - خرده انجم ندارد رونقی در کوی صبح
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.