هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، به زیبایی‌های معشوق و دردهای عشق می‌پردازد. شاعر با استفاده از استعاره‌های زیبا مانند «عنبر بر سر آتش نهاد» و «پر پروانه»، عشق را به عنوان نیرویی سوزان و فداکارانه توصیف می‌کند که عاشقان را به سوی خود می‌کشاند و آن‌ها را وادار به فداکاری می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و تشبیه‌های به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.

غزل ۲۳۱۶ - تا زخط حسن تو عنبر بر سر آتش نهاد

تا زخط حسن تو عنبر بر سر آتش نهاد
مغز ما سوداییان سر بر سر آتش نهاد ۱

آه از آن رخساره نو خط که از هر حلقه ای
عاشقان را نعل دیگر بر سر آتش نهاد ۲

شد جهان تاریک در چشم، چو عشق تاج بخش
از پر پروانه افسر بر سر آتش نهاد ۳

عشق را دارالامانی نیست جز آغوش حسن
آشیان خود سمندر بر سر آتش نهاد ۴

هر که چون گل از وفای نوبهار آگاه شد
نقد و جنس خویش یکسر بر سر آتش نهاد ۵

چون پر و بال سمندر، عشق اگر یاری کند
می توان پهلوی لاغر بر سر آتش نهاد؟ ۶

دل درون سینه ام از آرزوی خام مرد
چند بتوان هیزم تو بر سر آتش نهاد ۷

کم شتابی داشت عمر ما، که از قد دو تا
دور گردون نعل دیگر بر سر آتش نهاد! ۸

هر که صائب از خس و خار علایق پاک شد
می تواند پا چو صر صر بر سر آتش نهاد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۳۱۵ - حسن خواهد رفت و داغت بر جگر خواهد نهاد
گوهر بعدی:غزل ۲۳۱۷ - بر دل خود هر که چون فرهاد کوه غم نهاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.