هوش مصنوعی: این متن شعری است که به موضوعات عشق، رنج، ناامیدی، و فلسفه زندگی می‌پردازد. با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند فرهاد و کوه، لاله و شبنم، و تشبیهات عمیق، احساسات عمیق انسانی را بیان می‌کند. شاعر از ناتوانی در کنترل برخی امور زندگی، مانند عشق و رنج، سخن می‌گوید و به ناپایداری دنیا اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار است. همچنین، برخی از اشارات مانند رنج و ناامیدی ممکن است برای خوانندگان جوانتر سنگین باشد.

غزل ۲۳۱۷ - بر دل خود هر که چون فرهاد کوه غم نهاد

بر دل خود هر که چون فرهاد کوه غم نهاد
از سبکدستی بنای عشق را محکم نهاد ۱

از دل پرخون شکایت می تراود بی سخن
مهر نتوان بر دهان لاله از شبنم نهاد ۲

اختیاری نیست در گهواره طفل شیر را
دست در مهد زمین باید به روی هم نهاد ۳

خامسوزان هوس را روی در بهبود نیست
ساده لوح آن کس که داغ لاله را مرهم نهاد ۴

دل زهمدردان شود از گریه خالی زودتر
وقت شمعی خوش که پا در حلقه ماتم نهاد ۵

طی کند هر کس بساط آرزوی خام را
می تواند دست رد بر سینه حاتم نهاد ۶

منع نتوان کرد خوبان را زخودبینی که گل
بر سر زانوی خود آیینه شبنم نهاد ۷

تا سفال تشنه ای را می توان سیراب کرد
لب چو بیدردان نمی باید به جام جم نهاد ۸

یک دم خوش قسمت اولاد او صائب نشد
در چه ساعت یارب آدم پا درین عالم نهاد؟ ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۷۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۳۱۶ - تا زخط حسن تو عنبر بر سر آتش نهاد
گوهر بعدی:غزل ۲۳۱۸ - مرگ عاشق بی شمار آن سیمبر دارد به یاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.