خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر با استفاده از تصاویر طبیعت مانند زلف سیاه، سنبل، گل و بلبل، به بیان احساسات و حالات عاشقانه و حسرتآلود میپردازد. شاعر از عناصر طبیعی برای توصیف عشق و زیبایی استفاده کرده و فضایی شاعرانه و عاطفی خلق میکند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و نمادین است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک عمیقتر از صنایع ادبی و زیباییشناسی شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۲۳۳۲ - شام ازان زلف سیه سنبل به دامن می برد
شام ازان زلف سیه سنبل به دامن می برد
صبح از ان چاک گریبان گل به دامن می برد ۱
آن که بر خار سر دیوار حسرت می کشید
این زمان از گلشن او گل به دامن می برد ۲
یک سراسر رفت و در گلزار قحط دل فکند
طفل ما از بوستان بلبل به دامن می برد ۳
از سرکوی دلاویزش صبا در بوستان
خار و خس می آورد، سنبل به دامن می برد ۴
عمرها رفت و صبا از تازگیهای سخن
گل زخاک طالب آمل به دامن می برد ۵
صبح از ان چاک گریبان گل به دامن می برد ۱
آن که بر خار سر دیوار حسرت می کشید
این زمان از گلشن او گل به دامن می برد ۲
یک سراسر رفت و در گلزار قحط دل فکند
طفل ما از بوستان بلبل به دامن می برد ۳
از سرکوی دلاویزش صبا در بوستان
خار و خس می آورد، سنبل به دامن می برد ۴
عمرها رفت و صبا از تازگیهای سخن
گل زخاک طالب آمل به دامن می برد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۳۳۱ - از فسون عالم اسباب خوابم می برد
گوهر بعدی:غزل ۲۳۳۳ - چشم خونبارم گرو ز ابر بهاری می برد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.