هوش مصنوعی:
این شعر از عشق ناگفته، دیوانگی، ناامیدی و جستجوی معنا در میان آشفتگیها سخن میگوید. شاعر از ناتوانی در پنهان کردن عشق، ویرانی درون، و بیتأثیری تلاشها برای آرامش مینالد. همچنین به مفاهیمی مانند طوفان زندگی، ناامیدی از رشد در شرایط نامساعد، و جستجوی هویت در میان آشفتگیها اشاره دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین برخی از اشارات مانند دیوانگی و ناامیدی نیاز به بلوغ ذهنی برای تفسیر مناسب دارند.
غزل ۲۳۴۹ - عشق را پنهان دل دیوانه نتوانست کرد
عشق را پنهان دل دیوانه نتوانست کرد
گنج را پوشیده این ویرانه نتوانست کرد ۱
کیست دیگر در دل پروحشت من جا کند؟
سیل پا قایم درین ویرانه نتوانست کرد ۲
لنگر از طوفان نباشد مانع بحر محیط
چوب گل تأثیر در دیوانه نتوانست کرد ۳
همچو زلف ماتمی شایسته پیچیدن است
دست کوتاهی که کار شانه نتوانست کرد ۴
سوخت چشم شور مردم تخم امید مرا
در زمین شور، جولان دانه نتوانست کرد ۵
تا نشست از پای ساقی، نشأه از پیمانه رفت
باده کار جلوه مستانه نتوانست کرد ۶
چون تواند یافت صائب خویش را در خانقاه؟
جمع خود را هر که در میخانه نتوانست کرد ۷
گنج را پوشیده این ویرانه نتوانست کرد ۱
کیست دیگر در دل پروحشت من جا کند؟
سیل پا قایم درین ویرانه نتوانست کرد ۲
لنگر از طوفان نباشد مانع بحر محیط
چوب گل تأثیر در دیوانه نتوانست کرد ۳
همچو زلف ماتمی شایسته پیچیدن است
دست کوتاهی که کار شانه نتوانست کرد ۴
سوخت چشم شور مردم تخم امید مرا
در زمین شور، جولان دانه نتوانست کرد ۵
تا نشست از پای ساقی، نشأه از پیمانه رفت
باده کار جلوه مستانه نتوانست کرد ۶
چون تواند یافت صائب خویش را در خانقاه؟
جمع خود را هر که در میخانه نتوانست کرد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۴۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۳۴۸ - چاره غفلت دل آگاه نتوانست کرد
گوهر بعدی:غزل ۲۳۵۰ - تا گلستان را نهال قامتش آباد کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.