خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از استعارهها و تصاویر شاعرانه برای بیان احساسات عمیق و پیچیده استفاده میکند. موضوعات اصلی شامل عشق، رنج، جستجوی آزادی و دروننگری است. شاعر از عناصر طبیعت مانند کبک، گل، غنچه و دریا برای انتقال مفاهیم عاطفی و فلسفی بهره میبرد.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۳۶۲ - دل در آن زلف کمندانداز خود را جمع کرد
دل در آن زلف کمندانداز خود را جمع کرد
کبک من در چنگل شهباز خود را جمع کرد ۱
از قفس بال و پر ما را گشادی گر نشد
اینقدر شد کز پی پرواز خود را جمع کرد ۲
بوی گل شد زیر چندین پرده رسوای جهان
در دل صدپاره ام چون راز خود را جمع کرد؟ ۳
غنچه شو کزآفت گلچین سر خود را رهاند
هر گلی کز بیم دست انداز خود را جمع کرد ۴
نیست در دریای بی آرام کشتی را قرار
چون توان در عالم ناساز خود را جمع کرد؟ ۵
راز صائب در زمان بیخودی رسوا نشد
بوی می در شیشه سرباز خود را جمع کرد ۶
کبک من در چنگل شهباز خود را جمع کرد ۱
از قفس بال و پر ما را گشادی گر نشد
اینقدر شد کز پی پرواز خود را جمع کرد ۲
بوی گل شد زیر چندین پرده رسوای جهان
در دل صدپاره ام چون راز خود را جمع کرد؟ ۳
غنچه شو کزآفت گلچین سر خود را رهاند
هر گلی کز بیم دست انداز خود را جمع کرد ۴
نیست در دریای بی آرام کشتی را قرار
چون توان در عالم ناساز خود را جمع کرد؟ ۵
راز صائب در زمان بیخودی رسوا نشد
بوی می در شیشه سرباز خود را جمع کرد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۳۶۱ - هر که در دنیا فانی زاد عقبی جمع کرد
گوهر بعدی:غزل ۲۳۶۳ - گرچه ماه مصر را دامن زلیخا چاک کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.