هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، به بیان احساسات عمیق عاشقانه و جنونآمیز میپردازد. شاعر از عشق و دیوانگی سخن میگوید و با اشاره به شخصیتهای اساطیری مانند یوسف، فرهاد و مجنون، عمق احساسات خود را نشان میدهد. همچنین، شعر به موضوعاتی مانند رنج عشق، جستجوی حقیقت و وابستگی به معشوق اشاره دارد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و اشارات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۳۷۵ - تا عبیر افشانی زلف ترا نظاره کرد
تا عبیر افشانی زلف ترا نظاره کرد
نکهت پیراهن یوسف گریبان پاره کرد ۱
نو نیاز عشق چون فرهاد و مجنون نیستیم
طفل ما مشق جنون بر تخته گهواره کرد ۲
زخم من چون ماه نو تا گوشه ابرو نمود
تیغ چون دیوانگان زنجیر جوهر پاره کرد ۳
همچو شبنم غوطه در سرچشمه خورشید زد
در عرق هر کس گل روی ترا نظاره کرد ۴
کار ما اکنون به لطف بی گمانت بسته است
کآنچه می بایست کردن، سعی ما یکباره کرد ۵
هیچ کافر را الهی کودک بدخو مباد!
چاره جوییهای دل صائب مرا بیچاره کرد ۶
نکهت پیراهن یوسف گریبان پاره کرد ۱
نو نیاز عشق چون فرهاد و مجنون نیستیم
طفل ما مشق جنون بر تخته گهواره کرد ۲
زخم من چون ماه نو تا گوشه ابرو نمود
تیغ چون دیوانگان زنجیر جوهر پاره کرد ۳
همچو شبنم غوطه در سرچشمه خورشید زد
در عرق هر کس گل روی ترا نظاره کرد ۴
کار ما اکنون به لطف بی گمانت بسته است
کآنچه می بایست کردن، سعی ما یکباره کرد ۵
هیچ کافر را الهی کودک بدخو مباد!
چاره جوییهای دل صائب مرا بیچاره کرد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۲۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۳۷۴ - هر که چون آب روان آیینه خود ساده کرد
گوهر بعدی:غزل ۲۳۷۶ - آب حیوان دید لعلت را و ایمان تازه کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.