خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به مفاهیمی مانند عشق صادق، دیوانگی عاشقانه، قناعت و سادگی میپردازد. شاعر از عناصر طبیعت مانند آب، سرو، غزال و صحرا برای بیان احساسات خود استفاده کرده است. همچنین، به نقش عشق در پاکسازی دل از آرزوهای بیهوده و سادهکردن زندگی اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای کودکان دشوار خواهد بود. همچنین، برخی از استعارهها و اصطلاحات بهکاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارند تا بهطور کامل درک شوند.
غزل ۲۳۷۴ - هر که چون آب روان آیینه خود ساده کرد
هر که چون آب روان آیینه خود ساده کرد
سرو را چون بندگان در پیش خود استاده کرد ۱
کی به گرد من رسد مجنون، که کوه و دشت را
دور باش وحشت من از غزالان ساده کرد ۲
نغمه رنگین نبرد از جای خود زهاد را
گرچه خم را پایکوبان نشأه این باده کرد ۳
شد به چشمم توتیا گرد یتیمی تا محیط
از صدف گهواره در یتیم آماده کرد ۴
از ملاحت مستی آن لعل میگون کم نشد
کار صد بیهوشدارو این نمک با باده کرد ۵
پاک کرد از آرزوها عشق صادق سینه را
صبح از نقش پریشان آسمان را ساده کرد ۶
تا شود بر پیروان آسان ره دیوانگی
دشت را مجنون صحراگرد من پر جاده کرد ۷
عاشقان پیش تو بیقدرند، ورنه شمع را
انتظار صحبت پروانه ها استاده کرد ۸
کم نشد چون غنچه صائب برگ عیش از خلوتش
هر که از گلشن قناعت با دل نگشاده کرد ۹
سرو را چون بندگان در پیش خود استاده کرد ۱
کی به گرد من رسد مجنون، که کوه و دشت را
دور باش وحشت من از غزالان ساده کرد ۲
نغمه رنگین نبرد از جای خود زهاد را
گرچه خم را پایکوبان نشأه این باده کرد ۳
شد به چشمم توتیا گرد یتیمی تا محیط
از صدف گهواره در یتیم آماده کرد ۴
از ملاحت مستی آن لعل میگون کم نشد
کار صد بیهوشدارو این نمک با باده کرد ۵
پاک کرد از آرزوها عشق صادق سینه را
صبح از نقش پریشان آسمان را ساده کرد ۶
تا شود بر پیروان آسان ره دیوانگی
دشت را مجنون صحراگرد من پر جاده کرد ۷
عاشقان پیش تو بیقدرند، ورنه شمع را
انتظار صحبت پروانه ها استاده کرد ۸
کم نشد چون غنچه صائب برگ عیش از خلوتش
هر که از گلشن قناعت با دل نگشاده کرد ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۳۷۳ - شورش سودا مرا از قید تن آزاده کرد
گوهر بعدی:غزل ۲۳۷۵ - تا عبیر افشانی زلف ترا نظاره کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.