خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از مضامینی مانند عشق، اضطراب، ایمان و ناامیدی سخن میگوید. شاعر از دل مضطرب، دریاهای پرتلاطم، زلفهای مشکبیز و زخمهای ناسور یاد میکند و به عشق و فداکاری اشاره دارد. همچنین، از فراموشی و درماندگی نیز سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از واژهها و تصاویر مانند 'زخم کافر' و 'خون منصور' ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
غزل ۲۳۸۴ - می شود دل مضطرب چون گریه ام زور آورد
می شود دل مضطرب چون گریه ام زور آورد
ناخدا را شور دریا بر سر شور آورد ۱
چین زلف مشک بیزی کو، که از تحریک او
زخم کافر نعمتم ایمان به ناسور آورد ۲
بی ادب پروانه ای دارم که جذب همتش
موکشان صد شعله را از خلوت طور آورد ۳
در خم دام فراموشی به خود درمانده ایم
دانه ای از بهر مرغ ما مگر مور آورد ۴
هر شرابی نیست صائب با دماغم سازگار
عشق کو تا جرعه ای از خون منصور آورد ۵
ناخدا را شور دریا بر سر شور آورد ۱
چین زلف مشک بیزی کو، که از تحریک او
زخم کافر نعمتم ایمان به ناسور آورد ۲
بی ادب پروانه ای دارم که جذب همتش
موکشان صد شعله را از خلوت طور آورد ۳
در خم دام فراموشی به خود درمانده ایم
دانه ای از بهر مرغ ما مگر مور آورد ۴
هر شرابی نیست صائب با دماغم سازگار
عشق کو تا جرعه ای از خون منصور آورد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۳۸۳ - مستمع صاحب سخن را بر سر کار آورد
گوهر بعدی:غزل ۲۳۸۵ - عجز بر سر پنجه اقبال چون زور آورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.