هوش مصنوعی: این متن شعری است که مضامین مختلفی مانند عشق، تقدیر، زهد، عرفان، و مسائل اجتماعی را در بر می‌گیرد. شاعر از تصاویر و استعاره‌های مختلف برای بیان مفاهیم عمیق استفاده کرده است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق و استعاره‌های پیچیده است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی کافی نیاز دارد. همچنین، برخی از ابیات ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.

غزل ۲۳۸۵ - عجز بر سر پنجه اقبال چون زور آورد

عجز بر سر پنجه اقبال چون زور آورد
از شکرخند سلیمان روزی مور آورد ۱

حاصل روی زمین بردار از یک کف زمین
هر سحرخیزی که بر دست دعا زور آورد ۲

روز محشر چشمه کوثر به فریادش رسد
هر که وقت صبح جامی پیش مخمور آورد ۳

گر نیندازم به پای عشق سر از بخل نیست
چون کسی جام سفالین پیش فغفور آورد؟ ۴

سر به پیش افکنده چوگان رفت از میدان برون
این سزای آن که بر افتادگان زور آورد ۵

تنگ چشمان بر سر دنیا به هم دارند جنگ
از دهان مور بیرون دانه را مور آورد ۶

عالم آب از سبک مغزان خورد بر یکدگر
بحر را باد مخالف بر سر شور آورد ۷

عارفان مستغنی اند از زهد خشک زاهدان
کی عصا بینا برون از پنجه کور آورد؟ ۸

کوهکن را برق آتشدستیم دارد کباب
بیستون را تیشه ام در رقص چون طور آورد ۹

دیده یعقوب می باید قماش حسن را
بوی پیراهن به هر چشمی کجا نور آورد؟ ۱۰

روزگاری شد که از مشق سخن افتاده ایم
کیست صائب فکر ما را بر سر شور آورد؟ ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۳۸۴ - می شود دل مضطرب چون گریه ام زور آورد
گوهر بعدی:غزل ۲۳۸۶ - دیده چون تاب صفای آن بناگوش آورد؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.