هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از عشق مجنون و لیلی و دردهای عشق سخن میگوید. در آن از تشبیهات و استعارههای زیبا مانند خون مردم، آب لعلگون، و ناقه لیلی استفاده شده است. همچنین، اشارهای به رنجهای انسان و ناسازگاریهای زندگی دارد.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار خواهد بود. همچنین، برخی از تشبیهات و استعارهها ممکن است نیاز به توضیح داشته باشند که برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است.
غزل ۲۴۰۰ - خون مردم را چون آب آن لعل میگون می خورد
خون مردم را چون آب آن لعل میگون می خورد
آب را نتوان چنین خوردن که او خون می خورد ۱
عشق مجنون را به خلوتگاه وحدت برده است
ناقه لیلی عبث گردی به هامون می خورد ۲
پای لیلی را نگارین می کند خوناب درد
گر به سنگی در بیابان پای مجنون می خورد ۳
برگ سبزی نیستم ممنون چرخ و انجمش
مرغ در کنج قفس روزی ز بیرون می خورد ۴
(سرو دلگیرست از بدگویی مرغان باغ
هر چه ناموزون بود بر طبع موزون می خورد) ۵
تا زماه نو فلک آرد لب نانی به دست
از شفق هر شام صائب غوطه در خون می خورد ۶
آب را نتوان چنین خوردن که او خون می خورد ۱
عشق مجنون را به خلوتگاه وحدت برده است
ناقه لیلی عبث گردی به هامون می خورد ۲
پای لیلی را نگارین می کند خوناب درد
گر به سنگی در بیابان پای مجنون می خورد ۳
برگ سبزی نیستم ممنون چرخ و انجمش
مرغ در کنج قفس روزی ز بیرون می خورد ۴
(سرو دلگیرست از بدگویی مرغان باغ
هر چه ناموزون بود بر طبع موزون می خورد) ۵
تا زماه نو فلک آرد لب نانی به دست
از شفق هر شام صائب غوطه در خون می خورد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۳۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۳۹۹ - این جواب آن غزل صائب که راقم گفته است
گوهر بعدی:غزل ۲۴۰۱ - گر به ظاهر جسم را روشن گهر می پرورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.