هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی و فلسفی از صائب تبریزی، به زیباییهای هستی و عشق الهی میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر طبیعی مانند گلستان، خورشید، دریا و ماه، بیان میکند که با وجود تغییرات در جهان، ذات زیباییها و عشق الهی کم نمیشود. همچنین، به مفاهیمی مانند کرم، جنون عاشقانه و حسرت اشاره دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات و استعارهها نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارند.
غزل ۲۴۳۶ - از تماشایی صفای روی جانان کم نشد
از تماشایی صفای روی جانان کم نشد
عالمی گل چید و برگی زین گلستان کم نشد ۱
گرچه ذرات جهان را چشم بینش آب داد
قطره ای از چشمه خورشید تابان کم نشد ۲
کاسه اهل کرم خاکی نمی گردد ز جود
ماه نو شد بدر و نور مهر تابان کم نشد ۳
لنگر بیتابی دریا نمی گردد گهر
شورش اهل جنون از سنگ طفلان کم نشد ۴
کام ما را خنده پنهان او شیرین نکرد
ز آب گوهر تلخی دریای عمان کم نشد ۵
در همه روی زمین یک گردن بی طوق نیست
حلقه ای هر چند ازان زلف پریشان کم نشد ۶
عاشق از پاس ادب در وصل هجران می کشد
حسرت طوطی زقرب شکرستان کم نشد ۷
این جواب آن غزل صائب که نصرت گفته است
شد جهان پرشور و گردی زان نمکدان کم نشد ۸
عالمی گل چید و برگی زین گلستان کم نشد ۱
گرچه ذرات جهان را چشم بینش آب داد
قطره ای از چشمه خورشید تابان کم نشد ۲
کاسه اهل کرم خاکی نمی گردد ز جود
ماه نو شد بدر و نور مهر تابان کم نشد ۳
لنگر بیتابی دریا نمی گردد گهر
شورش اهل جنون از سنگ طفلان کم نشد ۴
کام ما را خنده پنهان او شیرین نکرد
ز آب گوهر تلخی دریای عمان کم نشد ۵
در همه روی زمین یک گردن بی طوق نیست
حلقه ای هر چند ازان زلف پریشان کم نشد ۶
عاشق از پاس ادب در وصل هجران می کشد
حسرت طوطی زقرب شکرستان کم نشد ۷
این جواب آن غزل صائب که نصرت گفته است
شد جهان پرشور و گردی زان نمکدان کم نشد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۲۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴۳۵ - ماند دلتنگ آن که باغ دلگشای خود نشد
گوهر بعدی:غزل ۲۴۳۷ - روی یوسف تا کبود از سیلی اخوان نشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.