۲۲۰ بار خوانده شده

غزل شمارهٔ ۲۴۷۱

خاکسارانی که همت بر تحمل بسته اند
دست رستم را به تدبیر تنزل بسته اند

از ثبات پای خود لنگر به دست آورده اند
بادبان بر کشتی خود از توکل بسته اند

در چه ساعت در چمن رنگ محبت ریختند؟
غنچه ها یکسر کمر در خون بلبل بسته اند

تا زیاجوج هوس باشند ایمن گلرخان
سد آهن در ره از تیغ تغافل بسته اند

صائب امشب در چمن چندان که خواهی عیش کن
روی گل وا کرده اند و چشم بلبل بسته اند
اگر سوالی داری، اینجا بپرس.
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل شمارهٔ ۲۴۷۰
گوهر بعدی:غزل شمارهٔ ۲۴۷۲
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.