هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، با استفاده از استعاره‌ها و تصاویر زیبا، به بیان احساسات شاعر نسبت به معشوق و دشواری‌های راه عشق می‌پردازد. شاعر از جادوی چشم معشوق، رنج دل، پیچیدگی‌های راه عشق، وصف زیبایی‌ها، و ارزش گذشت زمان سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۲۵۵۴ - گرچنین آن چشم جادو رخنه در دل می کند

گرچنین آن چشم جادو رخنه در دل می کند
از دلم هر رخنه ای را چاه بابل می کند ۱

بس که می آید به ناز از چشم او بیرون نگاه
چند جا تا خانه آیینه منزل می کند! ۲

چون تواند دل به پایان برد راه زلف را؟
کاین ره پرپیچ و خم کار سلاسل می کند ۳

چون کشم آه از جگر، کز بیم خوی نازکش
شمع دود خود گره چون لاله در دل می کند ۴

می دهد از حسن عالمگیر مجنون را خبر
این که لیلی هر نفس تغییر محمل می کند ۵

دیدن آیینه را بر طاق نسیان می نهی
گر بدانی شوق دیدارت چه با دل می کند ۶

حفظ آب روی خواهش کن که گردون خسیس
نان خود را تر به آب روی سایل می کند ۷

سالکان را صحبت تن پروران سنگ ره است
سیل را این خاکهای مرده کاهل می کند ۸

می کند عمر مؤبد هستی ده روزه را
هر که جان صائب نثار تیغ قاتل می کند ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۹۹۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۵۵۳ - خال موزونت سویدا را زدل حک می کند
گوهر بعدی:غزل ۲۵۵۵ - شوق را آتش عنان دوری منزل می کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.