این شعر به موضوع عشق و تأثیرات عمیق آن بر دل و جان انسان میپردازد. عشق به عنوان نیرویی توصیف شده که دل را از هر چیزی خالی میکند، روشنایی را به خانه میآورد، و حتی بار سنگین زیبایی را از دل برمیدارد. همچنین، شعر به مفاهیمی مانند فداکاری، گریه بر شهید، و تأثیر نگاه آشنا اشاره دارد. در نهایت، شاعر از عشق به عنوان مهمانی نامطلوب یاد میکند که خانه را از صاحبش خالی میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند گریه بر شهید و تأملات عمیق عاشقانه نیاز به درک بالاتری از زندگی و احساسات دارد.
غزل ۲۵۶۹ - عشق او جا در دل دیوانه خالی می کند
روشنایی جای خود در خانه خالی می کند ۱
در دل هر کس که مهمان می شود عشق فضول
خانه را اول ز صاحب خانه خالی می کند ۲
عشق بر می دارد از دل بار کلفت حسن را
دامن اطفال را دیوانه خالی می کند ۳
گریه بر خاک شهید خویش کردن عار نیست
شمع دل بر تربت پروانه خالی می کند ۴
گر نباشد زهر چشم آن نگاه آشنا
خانه دل را که از بیگانه خالی می کند؟ ۵
در هوای آن لب میگون، لب مخمور من
هر نفس آغوش چون پیمانه خالی می کند ۶
بر سریر خم مربع می نشیند همچو خشت
هر که قالب را درین میخانه خالی می کند ۷
گریه خواهد کرد صائب محرم بزمش مرا
سیل جای خویش در کاشانه خالی می کند ۸
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.