هوش مصنوعی: این متن عاشقانه و عرفانی، زیبایی و جمال معشوق را توصیف می‌کند و تأثیرات عمیق عشق و محبت او را بر جهان و انسان‌ها بیان می‌دارد. شاعر از عشق به عنوان نیرویی قدرتمند یاد می‌کند که همه چیز را تحت تأثیر قرار می‌دهد و به زندگی معنا می‌بخشد.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارد.

غزل ۲۸۵۳ - تو زعشق خود نپرسی که چه خوب و دلربایی؟

تو زِعشقْ خود نَپُرسی که چه خوب و دِلْرُبایی؟
دو جهان به هم بَرآیَد، چو جَمالِ خود نِمایی ۱

تو شراب و ما سَبویی، تو چو آب و ما چو جویی
نه مکانْ تو را، نه سوییّ و همه به سویِ مایی ۲

به تو دل چگونه پویَد؟ نَظَرم چگونه جویَد؟
که سُخَن چگونه پُرسَد زِدَهان که تو کجایی؟ ۳

تو به گوشِ دل چه گفتی؟ که به خنده‌‌اَش شِکُفتی
به دَهانِ نِی چه دادی؟ که گرفت قَندْخایی ۴

تو به میْ چه جوش دادی؟ به عَسَل چه نوش دادی؟
به خِرَد چه هوش دادی؟ که کُند بُلندْرایی ۵

زِتو خاک‌ها مُنَقَّش، دلِ خاکیانْ مُشَوَّش
زِتو ناخوشی شُده خَوش، که خوشیّ و خوشْ فَزایی ۶

طَرَب از تو با طَرَب شُد، عَجَب از تو بوالْعَجَب شُد
کَرَم از تو نوش لب شُد، که کَریم و پُرعَطایی ۷

دلِ خسته را تو جویی، زِحَوادِثش تو شویی
سُخَنی به دَرد گویی که هَمو کُند دَوایی ۸

زِتو است ابرْ گِریان، زِتو است بَرقْ خندان
زِتو خود هزار چندان، که تو مَعدنِ وَفایی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۸۷۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۸۵۲ - چو یقین شده‌ست دل را که تو جان جان جانی
گوهر بعدی:غزل ۲۸۵۴ - برسید لکلک جان که بهار شد، کجایی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.