هوش مصنوعی: این شعر به مفاهیمی مانند عشق، ناکامی، رضایت، فقر و غنا، و مرگ می‌پردازد. شاعر از تلخی‌های زندگی و آرزوی رهایی سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که تنها با رضایت درونی می‌توان به آرامش رسید. همچنین، اشاره‌هایی به طبیعت و نمادهای آن مانند پروانه، سرو، و نخل دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند مرگ و ناکامی نیاز به بلوغ فکری دارند.

غزل ۲۵۹۱ - با دهان تلخ، ناکامی که خرسندش کنند

با دهان تلخ، ناکامی که خرسندش کنند
تلخکامان کام شیرین از شکر خندش کنند ۱

هر که پیچد همچو مجنون گردن از زنجیر عشق
آهوان در دامن صحرا نظربندش کنند ۲

در حریم حسن هر شمعی که برخیزد زخاک
از پر پروانه ما برگ پیوندش کنند ۳

بی دل خرسند در فقر و غنا آرام نیست
آن زمان آسوده گردد دل که خرسندش کنند ۴

زان به سالک زهر پیمایند از جام وجود
تا به تلخیهای مردن آرزومندش کنند ۵

هست اگر آسایشی، چون سرو در دست تهی است
وای بر نخلی که می خواهد برومندش کنند ۶

آب در روغن برآرد از دل آتش فغان
وای بر آن کس که با ناجنس دربندش کنند ۷

چون صدف هر کس که شد افتادگان را دستگیر
چون نباشد در میان، نیکی به فرزندش کنند ۸

برنخیزد، عالم ایجاد را هر کس که دید
از شکر خواب فنا بیدار هر چندش کنند ۹

هر که چون صائب شود قانع به درد و داغ عشق
بی نیاز از لاله دامان الوندش کنند ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۵۹۰ - هر که خود را بشکند در دیده هایش جا کنند
گوهر بعدی:غزل ۲۵۹۲ - نقش پردازان میسر نیست تصویرش کنند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.