هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر شاعرانه و استعارههای زیبا، به بیان حالات روحی و عاطفی شاعر میپردازد. او از روزگاران گذشته یاد میکند که همه چیز زیبا و بیدغدغه بود، اما اکنون شرایط تغییر کرده و سختیها و ناملایمات زندگی افزایش یافته است. شاعر از مفاهیمی مانند عشق، زیبایی، طبیعت، و رنجهای روحی سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۶۳۸ - پیش ازین حسن مجرد تشنه زیور نبود
پیش ازین حسن مجرد تشنه زیور نبود
چشم دریا در خمار شبنم گوهر نبود ۱
بلبل ما هر زمان بر شاخساری می نشست
بیضه افلاک ما را زیر بال و پر نبود ۲
در گلستانی که ما گلبانگ عشرت می زدیم
زهره فریاد کردن حلقه را بر در نبود ۳
خط او این نقش زد بر آب، ورنه پیش ازین
پرده دار آتش یاقوت خاکستر نبود ۴
رفته رفته آب شد آیینه از تاب رخش
چون نگردد آب، آخر سد اسکندر نبود ۵
خاطری از موی سر آشفته تر می خواستند
پیش ازین دیوانگی تنها به موی سر نبود ۶
تنگدستی قسمت صاحبدلان امروز نیست
غنچه این باغ را در جیب هرگز زر نبود ۷
در صدف تا داشت صائب گوهرم آرامگاه
کوه غم بر خاطرم از سنگ بد گوهر نبود ۸
چشم دریا در خمار شبنم گوهر نبود ۱
بلبل ما هر زمان بر شاخساری می نشست
بیضه افلاک ما را زیر بال و پر نبود ۲
در گلستانی که ما گلبانگ عشرت می زدیم
زهره فریاد کردن حلقه را بر در نبود ۳
خط او این نقش زد بر آب، ورنه پیش ازین
پرده دار آتش یاقوت خاکستر نبود ۴
رفته رفته آب شد آیینه از تاب رخش
چون نگردد آب، آخر سد اسکندر نبود ۵
خاطری از موی سر آشفته تر می خواستند
پیش ازین دیوانگی تنها به موی سر نبود ۶
تنگدستی قسمت صاحبدلان امروز نیست
غنچه این باغ را در جیب هرگز زر نبود ۷
در صدف تا داشت صائب گوهرم آرامگاه
کوه غم بر خاطرم از سنگ بد گوهر نبود ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۴۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۶۳۷ - یاد ایامی که گلچین در گلستانت نبود
گوهر بعدی:غزل ۲۶۳۹ - هر دلی را طره جانان نمی گیرد به خود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.