خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غزلگونه، به زیباییهای معشوق و تأثیرات نگاه و رفتار او بر عاشق میپردازد. شاعر از جذابیتهای چشمان معشوق، غمزههای فریبندهاش، و تأثیرات عمیق این نگاهها بر روح و روان عاشق سخن میگوید. همچنین، از بیطاقتی دل در برابر این جذابیتها و احساس بیوفایی در عشق شکایت میکند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات پیچیدهٔ ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۲۷۴۴ - چشم فتانت که داد دلبریایی می دهد
چشم فتانت که داد دلبریایی می دهد
غمزه را تعلیم کافر ماجرایی می دهد ۱
اینچنین کز سرمه بیگانگی مست است مست
کی نگاهش با نگاهم آشنایی می دهد؟ ۲
وه چه سازم با دل بیطاقت خود کان نگاه
ساغر لبریز طاقت آزمایی می دهد ۳
شانه در زلف تو دست باد را بر چوب بست
سرمه در چشم تو داد خودنمایی می دهد ۴
تندرستی بر نمی تابد مزاج عاشقان
استخوان ما شکست مومیایی می دهد ۵
صائب از آرایش دستار خواهش در گذر
غنچه این باغ بوی بیوفایی می دهد ۶
غمزه را تعلیم کافر ماجرایی می دهد ۱
اینچنین کز سرمه بیگانگی مست است مست
کی نگاهش با نگاهم آشنایی می دهد؟ ۲
وه چه سازم با دل بیطاقت خود کان نگاه
ساغر لبریز طاقت آزمایی می دهد ۳
شانه در زلف تو دست باد را بر چوب بست
سرمه در چشم تو داد خودنمایی می دهد ۴
تندرستی بر نمی تابد مزاج عاشقان
استخوان ما شکست مومیایی می دهد ۵
صائب از آرایش دستار خواهش در گذر
غنچه این باغ بوی بیوفایی می دهد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۷۴۳ - صیقل دل فیض آه صبحگاهی می دهد
گوهر بعدی:غزل ۲۷۴۵ - خط ز روی آتشین دلستان آمد پدید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.