هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و جادوی چشمان و ابروی معشوق می‌پردازد و از هنر نقاشی و تأثیر آن در به تصویر کشیدن این زیبایی‌ها سخن می‌گوید. شاعر با استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های زیبا، احساسات خود را نسبت به معشوق بیان می‌کند و از حیرت و شگفتی‌ای که این زیبایی در او ایجاد کرده، سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و استعاره‌های پیچیده است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از واژگان و تصاویر شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

غزل ۲۷۵۳ - مست شد نقاش تا آن چشم جادو را کشید

مست شد نقاش تا آن چشم جادو را کشید
طاقتش شد طاق تا آن طاق ابرو را کشید ۱

خامه مانی کز او آب طراوت می چکید
موی آتش دیده شدتا آن گل رو را کشید ۲

خامه مو در کفش سر رشته زنار شد
نقش پردازی که زلف کافر او را کشید ۳

دیگر از بار خجالت سرو سر بالا نکرد
تا مصور بر ورق آن قد دلجو را کشید ۴

رشته عمرش به آب زندگی پیوسته شد
خامه مویی که آن لعل سخنگو را کشید ۵

دست و پا گم می کند از شوخی تمثال او
آن که صد ره بی کمند و دام آهو را کشید ۶

حیرتی چون حیرت آیینه گر افتد به دست
می توان صائب شبیه چهره او را کشید ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۷۵۲ - وقت مجنون خوش که پا در دامن صحرا کشید
گوهر بعدی:غزل ۲۷۵۴ - پای در دامان تسلیم و رضا باید کشید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.