شماره ۱۰۴۳ - منظور دیده ها نه ای و نور دیده ای
منظور دیده ها نه ای و نور دیده ای
در عالمی و پای ز عالم کشیده ای ۱
در هر طرف که می نگرم جلوه گر تویی
بر روی گل به کسوت رنگ آرمیده ای ۲
ای نفس قطع راه فنا یک نفس شود
هنگامه ای به هستی مرهوم چیده ای ۳
از شوخی تو برق شرروار می رمد
ای شعله خوی من تو هنوز آرمیده ای ۴
در عالمی و پای ز عالم کشیده ای ۱
در هر طرف که می نگرم جلوه گر تویی
بر روی گل به کسوت رنگ آرمیده ای ۲
ای نفس قطع راه فنا یک نفس شود
هنگامه ای به هستی مرهوم چیده ای ۳
از شوخی تو برق شرروار می رمد
ای شعله خوی من تو هنوز آرمیده ای ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۴۲ - عید من باشد گرفتاری به یار تازه ای
گوهر بعدی:شماره ۱۰۴۴ - باز از تغافلی صف پیمان شکسته ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.