خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از استعارهها و تصاویر پیچیده برای بیان مفاهیمی مانند ناامیدی، تغییرناپذیری شرایط، و تأثیرگذاری محدود انسان در برابر تقدیر استفاده میکند. شاعر از عناصر طبیعی مانند چرخش آسمان، باران، و شب تاریک برای انتقال احساسات خود بهره میبرد.
متن از مفاهیم انتزاعی و استعارههای پیچیده استفاده میکند که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و تقدیر ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۲۸۷۱ - دل چرخ بداختر نرم از یارب نمی گردد
دل چرخ بداختر نرم از یارب نمی گردد
به افسون این گره باز از دم عقرب نمی گردد ۱
نمی آید زچندین چشم کار یک دل روشن
شب تاریک، روز از کثرت کوکب نمی گردد ۲
زباران ساز شد گلبانگ رعد ابر بهاران را
بلند آوازه بی ریزش کس از منصب نمی گردد ۳
حجاب باده لعلی نگردد سبزی مینا
زخط پوشیده رنگ سیب آن غبغب نمی گردد ۴
به حرف پوچ صائب هر که نگشاید دهان خود
شهید زخم دندان ندامت، لب نمی گردد ۵
به افسون این گره باز از دم عقرب نمی گردد ۱
نمی آید زچندین چشم کار یک دل روشن
شب تاریک، روز از کثرت کوکب نمی گردد ۲
زباران ساز شد گلبانگ رعد ابر بهاران را
بلند آوازه بی ریزش کس از منصب نمی گردد ۳
حجاب باده لعلی نگردد سبزی مینا
زخط پوشیده رنگ سیب آن غبغب نمی گردد ۴
به حرف پوچ صائب هر که نگشاید دهان خود
شهید زخم دندان ندامت، لب نمی گردد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸۷۰ - سفیدی پرده دار چشم خونپالا نمی گردد
گوهر بعدی:غزل ۲۸۷۲ - دل عاشق به جور از یار دیرین برنمی گردد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.